silver__pen

سلام شب خوش چپتر جدید تایتانیک آپ شد♡
          	قسمتی از این چپتر:
          	_چجوری تو اون جشن این‌قدر زیبا بود و الان حتی زیبا تر شده .. من اون رو ندارم و غروب چه بی رحمانه چشم هاش رو به یادم میاره ... 
          	https://www.wattpad.com/story/371536904?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=silver__pen

filmbardar

https://www.wattpad.com/story/394216037?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=hellhex
          
          _دوست دارم چهره ی یونگی رو موقع دیدن بدن نیمه جون برادرش تماشا کنم ... 
          
          شلاق با تمام قدرت روی تن شاهزاده جوان فرود امد و فرمانده وحشیانه خندید. 
          _میتونی تصور کنی که چقدر منتظر دیدن زجر کشیدنش بودم...
          
           سمت پسرک بی جان رفت و با دست چانه اش را گرفت تا صورت خونینش را تماشا کند .
          -تو نقطه ضعف بردارتی جونگکوک  ... و در جنگ! نقطه ضعف باعث شکسته!!
          
          سلام
          میشه بخونیش و نظرتو بگی؟

Venooella

با من درباره حقارت صحبت نکن!
          چون تو مجبور نشدی بخاطر تقلب مسخره‌ات توی امتحان و جلوگیری از اخراج خودت و دوستات برای استادت ساک بزنی!!
          
          https://www.wattpad.com/story/374548364?utm_source=android&utm_medium=com.whatsapp&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Venooella

VK-Cheri

سلام عزیزم ببخشید بی اجازه توی مسیج بوردت پیام میزارم ‌‌..
          من تازه کارم رو توی واتپد شروع کردم و خوشحال میشم اگر دوست داشتید یه سر به فیکم بزنید..
          
          
          
          پسر دستش رو روی سینه مرد مقابلش گذاشت و لب زد : وقتی بچه بودم ارزوی پرواز داشتم ! 
          حس آزادی و سرخوشی وقتی که بین هوا معلقی .. بدون اینکه هیچ فکر و سنگینی احساس کنی "
          قطره اشکی به ارومی از گوشه چشمش چکید و مردمک های لرزونش روی صورت اروم مرد نشست : میای باهم پرواز کنیم ؟"
          
          https://www.wattpad.com/story/374360976?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=VK-Cheri