HayatErdem_1

سلام ببخشید مزاحم شدم، روایتی  از دوستی‌ای که زیر سطح آرامش، سایه‌هایی ناآشنا پنهان کرده است. در «دو دوست»، حضور جیمین و تهیونگ شما را به داستانی می‌برد که در آن هیچ‌چیز آن‌طور که به نظر می‌رسد نیست. اگر به روایت‌های دارک، پرتنش و رازآلود علاقه دارید، این رمان دعوتی است به سفری در مرز باریک اعتماد و ترس. 
          https://www.wattpad.com/story/335601505?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=HayatErdem_1

madinaasef

@HayatErdem_1 سلام ممنون عزیزم حتما میخونم میشه بپرسم از کجا هستی 
Reply

swan7boy

عشقِ یک آدمکش
          
          «سه سال از آن حادثه‌ی ناگوار می‌گذشت و تهیونگ هنوز نتوانسته بود با خودش و زندگی‌اش کنار بیاید. چه می‌شد اگر سر و کله‌ی یک ناجی در زندگی‌اش پیدا می‌شد؟ اما... آیا او واقعاً فقط یک ناجی بود؟»
          Couple: kookv, yoonmin
          Genre: dark romance, Angst, part of life, smut
          
          بخشی از فیکشن:
          تمام بوم‌ها رو روی زمین می‌‌انداخت و داد میزد... از اعماق وجودش. 
          دست خونینش رو بالا آورد و چونه‌ی پسر رو که در حال سیگار کشیدن بود گرفت:
          
          - ترک کردن من از ترک کردن سیگارت راحت تر بود مگه نه؟
          
          سرش رو بالا و پایین کرد و دود سیگارش رو توی صورت پسر پخش کرد.
          
          https://www.wattpad.com/1610302410?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_published&wp_page=create_on_publish&wp_uname=swan7boy

Mariyaakiim

سلام گلم

madinaasef

@Mariyaakiim قابلی نداشت عسلم
Reply

Mariyaakiim

تنکو گلم .
Reply