cgk_saram

ایحی، چرا حس نفرتم نسبت به نوشته های قبلیم تموم نمیشه.⁦(ㆁωㆁ)⁩
          	ولی شروع‌کردم به ادیت زدنشون
          	پارت اول و اخر پدر اصلا قابل مقایسه نیستتتتتت.
          	
          	
          	

M_MoonyLight

@cgk_saram سلاام من یک سوال داشتم 
          	  امروز برای من ۱۷ تا نوتیف اومد از پدر خوانده و منم فوق العادهههه دلم براش تنگ شده و دلم میخواس بازش‌کنم ولی باز هم مثل سری قبل باز نشد ، برای شما هم همینجوره؟
Reply

fariin2005

@cgk_saram نهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
          	  خیلی بوکات خوبهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
          	  
Reply

-asipw-

@cgk_saram تارا به خدا من پارت اول و آخر پدرخوانده رو یه اندازه و به اندازه ی خیلی زیادی دوست دارم چند روز پیش دلم تنگ شد اومدم واتپد ولی نبود من دلم برا پسرم اینخد شدههه
Reply

-asipw-

ببین تارا اگه برگردی چنان قهری باهات بکنم که دنیا تا حالا به خودش ندیده خیلی دوست ندارم و دلم برات تنگ نشده

heyderagon

هعی..من هنوزم بلد نیستم درست با این برنامه کار کنم ولی دیدم انگاری میشه اینجا پیام داد اره؟خیلی وقته ازت خبری نیست و خب..نگران شدم؟اره،نگرانت شدم ی جورایی!
          امیدوارم همه چی اوکی باشه^^

Mahfelesaye

سلام عزیزم بابت اینکه بدون اجازه وارد مسیج بردت شدم عذر می‌خوام اگه دوست داشتی سری به این بوک بزن :)
          
          
          
          * خلاصه‌ی داستان:
          
          _ دارید دروغ می‌گید، تا خام بشم و قبول کنم! 
          + نه...اون تو رو دوست داره.
          پوزخند عصبیی زدم
          _ اون همسرش رو دوست داره...هیول...کسی که بخاطرش منو پس زد فراموش کردید!؟
          + قلب اون توانایی دل دادن به تو رو داره. اگه اونو مجبور کنم با مرد دیگه‌ای باشه زجر می‌کشه، و توهم همینطور...
          _ به هیول بگید...اینجوری دیگه این مصیبت‌ها رو هم نمی‌کشیم.
          + جانشینی که از خون یه وایلد باشه خلاف قوانینه...
          
          
          •  توضیحات داستان:
          
          بازمانده‌ی یک شبیخون و قتل عامی بزرگ، دختر دوساله‌ای بود که بیست سال بعد معشوقه‌ی تهیونگ شد.
          اما قلب دختر برای مرد دیگه‌ای میتپه پس تهیونگ کنار می‌کشه.
          ولی چی میشه اگه سرنوشت طوری پیش بره که رابطه‌ای به ناچار سر بگیره.
          تهیونگ می‌تونست جز جسم اون دختر قلبش رو هم به دست بیاره؟
          
          
          
          
          
          I think you'd like this story: "" by Lmara_bts on Wattpad https://www.wattpad.com/story/297755918?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Lmara_bts&wp_originator=k3kZlgGYgrKdmP77vvetOLUKTMPGanD0J7GSQgYN%2F2cJkZ3ososBcsjuKD0Za90diy6QfhlmGF37FaKX7LU9PVcQQNpdXq1mtpD226qND8mbiz5eOxZfptAa73ddSWg%2B