سلام، فقط خواستم بگم نویسندتون عاشق شده
اونم بدجور...
منی که به عشق باور نداشتم، از این به بعد قراره فیکامو عاشقانه بنویسم
زندگی معادلات و پیش بینی های آدم رو عجیب همیشه به هم میزنه...
بخشی از هشت دقیقه که توی اکانتم در حال آپه:
-اگه نخوای مال من باشی با خونت روی برفا نقاشی میکشم، حتی اگه برف نیاد، کاری میکنم آسمون اشکاش یخ بزنن.
+اگه یه روز نخواستم مال تو باشم، پیدام کن و با خونم تمام خاطراتمونو قرمز کن. وقتی میخواستی بکشیم، قبلش یه خواسته ازت دارم تهیونگ. بغلم کن و ببوسم. میخوام آخرین چیزی که چشمام میبینن و مغزم و قلبم حس میکنن، تصویر چشمای تو جلوم باشه.
-اون موقع ازم متنفری، ولی باشه...کیم جونگکوک، حق نداری بمیری به هیچ عنوان. فقط در یه صورت اجازه مردن داری؛ درصورتی که من بکشمت.دیگه از فامیلی خودت استفاده نمیکنم، مشکلی داری؟
ــــــــــــــــــــــــــ
مسلما پارت های نخست بوک جریان آروم تری دارن و کم کم به سمت بگایی ها و البته عشق، سوق داده میشه... لطفا صبور باشید
ژانر: عاشقانه، کمی کمدی، انگست، روزمره، دراما
کاپل اصلی: ویکوک
کاپل فرعی: مخفی
پارت های اول تا ششم فیک جدید هشت دقیقه آپ شد.
خلاصه:
تهیونگ و جونگکوک دو دوست صمیمی بودن که تهیونگ متوجه میشه به عشق یه طرفه دچار شده
اما در این بین، پستی و بلندی های زیادی به وجود میاد که باعث میشه عشق خیلی آروم ولی عمیق بینشون جریان پیدا کنه...
مسلما پارت های نخست بوک جریان آروم تری دارن و کم کم به سمت بگایی ها و البته عشق، سوق داده میشه... لطفا صبور باشید
ژانر: عاشقانه، کمی کمدی، انگست، روزمره، دراما
کاپل اصلی: ویکوک
کاپل فرعی: مخفی
https://www.wattpad.com/story/397297347?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Moonmjm
Ignore User
Both you and this user will be prevented from:
Messaging each other
Commenting on each other's stories
Dedicating stories to each other
Following and tagging each other
Note: You will still be able to view each other's stories.