Select All
  • CONQUERED
    669K 97.4K 94

    ⚠️SLOW UPDATE I changed that Monster, just for YOU..! ❌هشدار❌ این یک فنفیک "بی‌دی‌اس‌ام" نیست!!!! اما داستان دارای محتوایی است که ممکن است برای همه مناسب نباشد. از جمله آسیب‌های فیزیکی، تحقیر، تجاوز، قتل، کشتارهای دسته جمعی، صحنه‌های باز روابط جنسی، خودآزاری و.... 🖤خطاب به تمام قربانیان تجاوز؛ به عنوان یک انسان مید...

    Mature
  • "Ball of Fur" [L.S]
    40K 8.7K 20

    "نمیدونست سر و کله ی اون موجود شیرین و دوست داشتنی از کجا پیدا شد و چطور شد که کل زندگیشو تغییر داد، اما میدونست که حالا با وجودش شکست ناپذیره." • a Larry Stylinson Fanfiction. • _سپند

    Mature
  • The manager [L.S/Z.M]
    19.6K 1.8K 13

    همه چيز از يه تصادف شروع شد ! هري پسريه ك توي منجلاب بدبختي دست و پا ميزنه ك روزي از روز ها شانس در خونشو به صدا در مياره...! اصلا شانس چيه؟ يه جفت چشم ابي؟ هشدار: بي دي اس ام زيام / لي تاپ( دام) لو تاپ( دام)

  • Blood Bank [L.S]
    14.6K 2.3K 16

    دنيايى كه خون آشام ها در اون حكومت ميكنند به بانك خون خوش اومديد ، پر از خون هاى تازه و درجه يك ! وان (one) يك بانكدار سخت كوشه كه تحت تاثير فرومن خون آشام ها قرار نميگيره يك روز ، ارباب هرى ، پسر ارباب درد براى بازرسى بانك مياد درحين گذارشى كه وان داشت به ارباب ميداد ، ارباب ؛ تمام مدت به اون زل زده بود و بعد ... او...

  • The prince and the pauper (L.S)
    20.6K 2.8K 22

    "دوستت دارم هری!" "م..منم همینط..." "اوه عالیه!عشق بین یه گدا و یه شاهزاده؟..."

  • Small faults (L.S)
    9.4K 2.6K 30

    اشتباهات بزرگ...اشتباهات کوچک هیچ معیاری نمی تواند بزرگی اشتباهاتمان را اندازه گیری کند. کسی که مرتکب به اشتباه شده باشد، مقصر است. اگر تو مقصر باشی، من عاشقت می مانم... اگر من مقصر باشم، تو پیشم می مانی؟ وضعیت: در حال آپدیت

  • Mind (L.S)
    6.3K 1.8K 41

    پیدا کردن جواب معماها خیلی سخت بود. برای لویی جواب تمام معماها درون همون شیش ماه خلاصه میشد‌. فقط همین؟ و یا اتفاقات گذشته‌ی زندگی‌اش هم دخیل بودن؟ و اما برای هری... بزرگ‌ترین و اولین معمای زندگی هری حقیقت وجود خودش بود! و آیا با فهمیدن حقیقت همه چی بهتر میشد؟ آیا میتونستن به خوبی و خوشی در کنار هم به زندگیشون ادامه ب...

  • Different (L.s)
    136K 16.2K 97

    +اين داستان عشق نيست +داستان اعتياده

  • Game over (larry persian)
    129K 12.5K 32

    هری ترکش کرد و لویی مجبور شد دخترشونو تنهایی بزرگ کنه... #larrystylinson

  • Freedom of Sin
    69.8K 10.8K 51

    «آزادی گناه» من یک انسان آزادم! من اجازه دارم تمام قوانین انسانیت رو درهم بشکنم... از مخالفانم بهره‌کشی کنم... هر کس سر راهم بایسته رو بکشم... اعتقاداتی که از نظر خودم غلطه رو نابود کنم... چون من یک انسان آزادم! A Harry Styles Fanfiction

    Completed  
  • One of her students
    41.9K 5.4K 32

    -اين پسر دپرسه كيه ؟ -اوه. اون هريه. اون دپرس نيست فقط يكم ساكته . -خيلى عجيب به نظر مياد ... همه چيز تغيير كرد وقتى يه روز لويى تصميم گرفت تا از مدرسه اى كه دوست دخترش ، النور، توى اون كار ميكرد ديدن كنه .. به غير از همه ى اون چيزايى كه ميتونست براى لويى جالب باشه ، يه پسر اروم و ساكت نظرش و جلب كرد ... پسرى كه اسم...

  • I will never hurt you[L/S][Z/M][N/SH]
    15.8K 2.7K 58

    -بگو دوستم داری هنوز.....بگو همش خواب بود....بگو برگشتی پیشم.....بگو منو بخشیدی بخاطر آسیبی که بهت زدم......بگو.....خواهش میکنم یه حرفی بزن......میدونم بهت قول داده بودم بهت آسیب نزنم.....من نمی‌خواستم اینجوری بشه......نمیدونستم اینجوری میشه......تقصیر من نبود..........یهههه حرررفییی بزنننن تا مطمئنم بشم تو خیالم نیست...

  • No time to die [L.S] | Completed
    32.7K 8.6K 46

    [ اخطار❌ این داستان دارای محتوای ترسناک و ماوراء طبیعه است و ممکن است برای همه مناسب نباشد! ] و من، آخرین بازمانده‌ی جدال با مرگ بودم اما فراموش کردم که مرگ قرن هاست که پیروز میدان است. Cover by: @infectedFantasy #1 in Horror #4 in ziam #5 in sad

    Completed   Mature
  • HE
    19.8K 3.9K 38

    ژانر : جنایی _رومنس لویی تاملینسون استاد آکادمی FBI ,بعنوان مامور ویژه ی FBI انتخاب میشود تا با توجه به توانایی هایش قاتلان را به دام بیندازد , در این بین دچار اختلال روانی می شود و دکتر استایلز را بعنوان روانشناس او انتخاب می کنند

  • TOMRRY [L.S]
    23.8K 5.4K 59

    نسیم خنکی که از بین پرده های پنجره باز اتاق صورتش رو قلقلک میداد باعث شد چشماش روباز کنه..... با به یاد آوردن موقعیتی که داشت بادستش روی سینه اش ‌دایره های فرضی میکشید.... :"چیزی شده؟!؟ پوزخنده تلخی زد :"دنیای تاریک ما خیلی خنده داره،من الان لخت سرمو رو سینت گذاشتم و تو داری با موهام بازی میکنی ،با اینکه یک ساعت پیش د...

    Completed  
  • Harose, Loulight
    3.4K 473 17

    آپدیت ها دیر ب دیرن- "Those tearful ocean eyes, could be the end of the world."he thought... گل سرخ قشنگ من؛ پژمردگی‌ها میگذرن، من برمیگردم، شاید کمی غمگین‌تر. اما خاک همیشه منتظر میمونه، و قراره از اونجا آفتاب‌گردون رشد کنه. یه جا برای دو نفرمون که گریه کنیم. اشکالی نداره، باشه؟ Covered by @leylia567

  • Beautiful Disaster [L.S]
    10K 2.4K 20

    ما اسمشو گذاشتیم لری. یه اردوی گردشگری و یه عشقِ اتفاقی اونم تو یکی از مهلک ترین زمانها با هیولاهایی که قصدِ جونمون رو داشتند. ژانر : طنز، فانتزی و ماجراجویی.. [ فعلا متوقف شده ]

  • ★The lord of my heart ★[L.S] & [Z.M]
    66.6K 4.1K 20

    +پیشم میمونی؟ _آره. +چرا؟ _...نمیدونم. ‌‌‌ * * * +هیچوقت نگفتی چرا موندی. _فراموش کردی؟ تو ارباب منی. +ولی من دیگه اربابت نیستم. _هستی، تو ارباب قلب منی. قصه ی عشق و اسارت با چاشنی خشونت تارانتینویی Warning⚠ +18🔞 🚫این بوک حاوی صحنه های خیلی خشن و تجاوز و نژادپرستی هستش. اگه احسا...

    Mature
  • A dancer in my heart [L.S]
    10.5K 1.8K 19

    ||complete|| اون یک رقصنده بود رقصنده ای که در قلبه من با روحه من میرقصید..♡

    Completed  
  • 𝐖𝐡𝐞𝐧 𝐖𝐞 𝐖𝐞𝐫𝐞 𝟏𝟖 [𝐋.𝐒]
    9.5K 2.1K 34

    ᰔ𓂃 𝐋𝐚𝐫𝐫𝐲 𝐒𝐭𝐲𝐥𝐢𝐧𝐬𝐨𝐧 𝐅𝐚𝐧𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 ─✦ 𝐒𝐭𝐚𝐫𝐭 : 𝟓 𝐎𝐜𝐭𝐨𝐛𝐞𝐫 𝟐𝟎𝟐𝟎 ─✦ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞 : 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 ─✦ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 : 𝐙𝐢𝐧𝐚 𝐌𝐚𝐥𝐢𝐤𝐬𝐨𝐧 " همه شب بیدار بود تا اون فرفری چشم زمردیِ مهربونش برگرده .. لویی نمیتونست بدون عطر وانیل و شکلاتِ اون پسر بخوابه ! 10 سالی میشد که تو دلتنگی معش...

  • •Amazing Sin• [L.S]
    38.8K 5.9K 19

    [Complete] چرخ‌دنده‌های مغز لویی شروع به حرکت میکنن.چرخ‌دنده‌های شیطانی‌ای که باعث شدن لویی یه نقشهٔ انتقام عالی از تیلور رو بکشه.دیگه نشستن و تحمل کردن کافیه.اگه تیلور میخواد لویی رو 'هرزه' خطاب کنه،اشکالی نداره،لویی هم مثل یه هرزهٔ واقعی رفتار میکنه. "میخوام یه چیزی بگم و شما هم به عنوان دوستام،وظیفه دارین که در ه...

    Completed  
  • Vraiment (متاسف)
    49.8K 5.1K 49

    من یه عروسکم عروسکی که لبخند به لبش دوختند عروسکی که سوخت همه ی وجودش ولی همچنان لبخند میزد چون دوختنش 🔞🔞

  • I'll love you for a lifetime ➸ Translation
    711 162 2

    [دنباله‌ی عاشقم باش، لطفا؟] هری پسر محبوب مدرسه‌ست؛ تقریبا همه دوستش دارند و اون کاملا از زندگیش لذت می‌بره. لویی پسری ساکت، خجالتی اما به‌طرز باورنکردنی‌ای جذاب و خواستنی که باعث میشه پسر خاصی مثل فرفری، شیفته‌ی او شود. تنها مشکل این هست که اون‌ها قبلا هیچ‌گاه با یکدیگر صحبت نکرده‌اند. پس چه اتفاقی می‌افته اگه وزغ رو...

  • |𝐋𝐮𝐜𝐢𝐟𝐞𝐫'𝐬 𝐛𝐨𝐲| 𝐋.𝐒
    11.9K 2.6K 29

    میگن لوسیفر به انسان سجده نکرد از درگاه الهی رانده شد.. اما اون با تلاش، زندگی خودش رو رقم زد... ارتشی از دیمن ها...جن ها...و پسر هاش یعنی خون اشام ها تشکیل داد... اون انتقام تک تک لحظه های از دست رفته اش رو از ادم میگیره... انسان و شیطان همیشه در نقطه مقابل هم بودن...اونا همیشه دنبال پیروزی در میدون این جنگ برزخی بود...

  • You're An Asshole (But I Love You)
    1.4K 288 15

    لویی یه پسر عصبی و خشمگینه که اعتیاد به الکل داره و نمیدونه میخواد با زندگیش چیکار کنه ، هری دانشجوی رشته ی روانشناسیه که همیشه از لویی مراقبت می کنه و این چیزی بود که لویی نمیخواست، اما واقعاً بهش نیاز داره . این فنفیکش ترجمه ی از اکانت @smileyourpretty هست و با اجازه ی خودش انجام شده . لطفا کپی نکنید

  • Game over {L.S}{Z.M}
    15.5K 4.8K 25

    _ بزرگترین ترست چیه ؟ + میدونی ....بزرگترین ترس من نه مرگِ و نه از دست دادن دارایی هام ، بزرگترین ترس من اینکه روزی به نقطه ای برسم که دیگه هیچ چیز برام اهمیت نداشته باشه ... چون اون روز توانایی انجام هر کاری رو دارم. کارایی که الان از انجامشون بیزارم میشه عادت و این بزرگترین ترسِ منه.

  • obviously || Larry [persian translation]
    16.8K 4.6K 25

    [Completed] "لویی نابیناست؛ اون طرفدار واندایرکشن یا درواقع فنِ هری استایلزه، و درست از لحظه ای که اونها همدیگه رو ملاقات میکنند زندگی لویی زیر و رو میشه..." ---------------------------------------------------- 》 Author [ao3] : sweetkisses 《 ----------------------------------------------------

    Completed   Mature
  • Nobody could take my place [L.S]
    14.5K 4.1K 35

    [On Hold] هری رنگین‌کمانی بود که عمر کوتاهش لویی را می‌آزرد. از لحظه‌ای که باران گرفت تا هنگامی که پرتوهای خورشید تجزیه شدند و روی آبیِ آسمان هفت رنگ زدند، لویی رنگین‌کمانش را پرستید. حتی هنگامی که باران بند آمد، خورشید پشت ابر پنهان شد و رنگین کمان، زیبایی‌اش را از آبی گرفت لحظه‌ای در پرستیدنش کوتاهی نکرد. لویی عاشق...

    Mature
  • you are no more [L.S]
    7.1K 1.4K 40

    ❌چند ماه آپ نخواهد شد❌ حتی اونی که من شده بودم فهمید ولی تو... اونی که تو شده بود و با نگاهش می‌پرستید، رقصشو تتو میزد تو مغزش، لبخنداشو زندگی می‌کرد، می‌بلعید، حتی با وجود مزه‌ی توی دهنت! چقدر اونی که من شده بود، من شده بود واقعا... چقدر دیدنِ من عجیب بود! عجیب بود اون حجم از عاشقی کردنو دیدن، حداقل برای من، منی که...

    Mature
  • Death shadow
    28.8K 3.5K 60

    زیر دست قاتل هزار چهره و ناشناس تقلا برای زنده ماندن میکرد اشک برای نفس کشیدن و منصرف کردن اون از مرگش میریخت... اما قربانی نمیدونست ک اون تنها کسی نیست در بین دستان او تقلا زنده ماندن کرده! اون هم همانند قربانی های دیگر..... صدای شلیک منظم سه گلوله پیچید.... مثلث خونی با شلیک گلوله ها روی بدن قربانی حک شده بود. یک...