Start Reading
Description
در گالریای که نفس سازها با زمزمههای تنهایی عجین شده، اِست در بنبست خاطراتی اسیر است که چون تبری بر ریشههایش، فروریخته. ویلیام پا به این خلوت میگذارد، نه چون دیگران، که چون پناهی بیآلایش؛ آرام، شبیه نتهایی که زخم کهنه را تسکین میدهند. این آغاز سمفونیست؛ جایی که در دلسپردن، تابوت عمودی میشود و موسیقی، تنها زبان بیریای دو روح در تبعید است. ژانر: رومنس، موزیکال، اسمات نویسنده: soli
part1
Continue Reading on Wattpad