Start Reading
Description
"دانش آموز ممتاز من" ☆خلاصه: سال پنجم هری پاتر، بعد از مرگ سدریک دیگوری، هری از رها شدنش توسط دوستانش، سخت عصبانی است. در یک روز تابسانهی داغ، هری بر یکی از تاب های پارک نشسته و با احساسات درمانده و خسته اش کلنجار میرفت. همانطور که در فکر بود، حواسش نبود که شخصی ناآشنا به او نزدیک میشود تا اینکه دستی را به دور مچ پایش حس کرد.... __________ ☆ژانر: غمانگیز، کمی دلهره آور، فانتزی... ☆نکته: این فیک هیچ کاپل یا شیپی رو دربر نداره! و داستان تحت پوشش همهی شخصت های کتاب هری پاتر هستش. ☆هشدار: ⚠️این داستان دارای محتوای حساس است⚠️
!! حتما خونده بشه !!
Continue Reading on Wattpad