Got The Sunshine On...
By PersianGayVodka
114.1K
27.1K
25.2K
  • Fanfiction
  • angst
  • fanfic
  • fanfictions
  • fluff
  • harry
  • harrystyles
  • larry
  • larrystylinson
  • louis
  • louistomlinson
  • onedirection
  • persian

Description

[Completed] پنج سال پیش، هری استایلز برای تبدیل شدن به یک خواننده و هنرمند، زادگاهش رو ترک کرد. هری به اون چه که پشت سرش به جا گذاشت توجه زیادی نکرد- یک زندگی، یک خانواده، و یک همسر... کسی که روزی از خواب بیدار شد و فهمید هری ترکش کرده. و حالا، هری همه چیز داشت: پولدار و معروف بود و همه ستایشش می کردند، از جمله دوست پسرش. اما وقتی حرف جدی شدن رابطه به میان اومد، هری مجبور شد با تمام واقعیت های ناراحت کننده ی گذشته اش رو به رو بشه - و لویی. کسی بود که تمام برگه های طلاقی که هری در طي پنج سال گذشته براش فرستاده بود رو پس فرستاد. ------ H a p p y E n d i n g ------ Written by: @Hattalove (AO3) Translated by: Persian Gay Vodka Team

Got The Sunshine On My Shoulders

Continue Reading on Wattpad
Got The S...
by PersianGayVodka
114.1K
27.1K
25.2K
Wattpad