this_isfaezeh
- Reads 705
- Votes 93
- Parts 12
"تهیونگ همیشه فکر میکرد آدمهای خطرناک باید از دور معلوم باشند. باید صدای بلندی داشته باشند، دستهای خونی، نگاه وحشی، یا دستکم چیزی در صورتشان باشد که بیهوا به آدم هشدار بدهد:نزدیک نشو!!!!
اما آن پسر هیچکدام اینها را نداشت.
فقط جلوی در ایستاده بود؛ آرام، خسته، بیش از حد جدی. از آن آدمهایی که انگار مدتها پیش اعتمادشان را به هر چیز قشنگی از دست دادهاند و حالا حتی به نور هم با تردید نگاه میکنند. تهیونگ بیهیچ دلیل روشنی حس کرد نباید بیشتر از چند ثانیه در چشمهایش بماند.
اما ماند.
و گاهی همین مکثهای کوتاه، همین اشتباههای کوچک و بیصدا، زندگی آدم را از جایی میشکافند که هیچوقت فکرش را نمیکرد.
آیا تهیونگ میتواند اشتباهات تازه اش را با جونگوک تجربه کند؟ "
/Couple: Kookv
Genre: Crime Drama,Mystery, Romance, NC+18
/Written by: F.aezeh
/Updates: Irregular