[Completed]
حراج سکس..
این چیزیه که وقتی راجبش میشنوید یاد دخترای جوون میوفتید که به پیرمردای پولدار فروخته میشه.
و حالا نوبت به اسکایلر ، کسی که متوجه شد صاحبش یه پیرمرد نیست رسید...
خلاصه داستان:
داستای توی زمان قدیم اتفاق میفته
زمانی که شاهزاده لویی ازدواج میکنه اما همسرش پاسخگوی نیازهای جنسی اون نیست...پس تصمیم میگیره که نیازهاش رو با برده های جنسی دختر یا پسری که میگیره برطرف کنه و در این بین با پسر چشم سبزی به نام هری آشنا میشه...
• 17 سیاه •
... گی استریپ کلاب لندن که شهرتش بخاطر دنسای هات و کثیفشه...
[ فقط ظاهر رو حفظ کن ]
▪️▪️▪️♣️▪️▪️▪️
کی فکر میکرد اون بتونه 'منِ واقعی' رو از اون چیزی که فکر میکردم هستم، بیرون بکشه....
( L.S )
Original story by @obeylarry persian translate by @larry_shiiper
@Cnstylinson
لویی توی یه رستوران کوچیک به اسم جیجی تو دانکستر کار میکنه. هری هم معلم جدید کلاس دومه. ملاقاتشون زندگیه لویی رو زیر و رو میکنه اما اون عاشقه هر قسمت از ای ن تغییره
+هری تاپه اسمات هم زیاد داره و اینکه حاملگی مرد و اینا هم داره اگه بدتون میاد نخونید