با قر دادن دمم به سمت لویی رفتم و جلوش ایستادم.
"میدونی لویی،شکسپیر میگه 'پندی از دیوانگان:دوست بدار و فراموش مکن ! ' "
با چشمای درشت و خنگول کیوتش باز بهم نگاه کرد.
چرا انقدر این خنگه ؟
"باشه باشه،میفهمم تو الان خنگ شدی و هیچی نمیفهمی. میدونی بومپل کلادیوس فوکینگ تاملینسون چی میگه ؟"
ابروهاشو بالا انداخت.
"میگه برو دنبال هری استایلز و اونو مال خودت کن.هه "
[Completed]
لویی به تازگی به همراه دوست پسرش یه خونه ی پنج خوابه خریده. ولی دوست پسرش بهش خیانت می کنه پس لویی اون رو از خونه پرت می کنه بیرون... با این حال خونه رو خیلی دوست داره و یه آگهی در اینترنت می ذاره تا بتونه این خونه رو با چند نفر شریک بشه...
که این همخونه ای ها شامل نایل، یک برنامه نویس الکلی، زین، یه معلم جذاب پیش دبستانی، لیام، یه استریپر مهربون و هری،یه روانشناس جنسی عجیب میشه!
و لویی درباره ی همه ی این ها اصلا مطمئن نبود...
Written by: @Crypticfangirl
Translated by: @Vampire_sh17
عه وری متفاوت استوری ،عه پیور لجندری لاو بیت وین عن عیگل (ای کی ای سایمون) و عه کبوتر (ای کی ای لویی) . 🕊️💛💙🦅
Warnings ⚠️: chendesh content.
Don't fall in love with simon, he's taken .