Select All
  • Got The Sunshine On My Shoulders [L.S](Persian Translation)
    105K 25.8K 52

    [Completed] پنج سال پیش، هری استایلز برای تبدیل شدن به یک خواننده و هنرمند، زادگاهش رو ترک کرد. هری به اون چه که پشت سرش به جا گذاشت توجه زیادی نکرد- یک زندگی، یک خانواده، و یک همسر... کسی که روزی از خواب بیدار شد و فهمید هری ترکش کرده. و حالا، هری همه چیز داشت: پولدار و معروف بود و همه ستایشش می کردند، از جمله دو...

    Completed   Mature
  • Maniac [Mpreg|L.S]
    219K 37.8K 68

    مجنون در آن امواج غم حال خوشی داشت در گیرو دار عشق احوال خوشی داشت. هری استایلز دانشجوی موفق رشته اقتصاد، طی ماجرایی با پروفسور تاملینسون، رئیس بیمارستان جان هاپکینز، آشنا میشه و... Maniac : فردی که دیوانه وار شیفته و شیداس

    Mature
  • Fight me
    101K 16.1K 31

    من لویی فاکینگ تاملینسونم پا رو دم من نزار پشیمون میشی ...😼 هری بخاطر رفتن به دانشگاه به شهر دیگه میره و بخاطر یه سری مسائل مجبور به هم خونه شدن با یه پسر تخس و لجباز میشه که از قضا هم دانشگاهی هم هستن ... چی میشه که هریه داستان هم لجباز باشه اونجاست که جنگ بین اون دوتا پسر شروع میشه ...

    Completed  
  • HE
    21.1K 4.1K 39

    ژانر : جنایی _رومنس لویی تاملینسون استاد آکادمی FBI ,بعنوان مامور ویژه ی FBI انتخاب میشود تا با توجه به توانایی هایش قاتلان را به دام بیندازد , در این بین دچار اختلال روانی می شود و دکتر استایلز را بعنوان روانشناس او انتخاب می کنند

  • You're my masterpiece [L.s].[completed]
    153K 23.4K 32

    Larry+a little bit of ziam 👬 Strong language ⛔ Drug using🚫 Smut🔞 #1 in, onedirection لویی از زندگی بیزاره و هری عاشق زندگیه.... یا، داستان نویسنده ای که شیفته یه استریپر میشه و استریپری که عاشق یه نویسنده میشه.

    Completed   Mature
  • Trouble mark •|L.S•|•Z.M|• COMPLETED
    316K 54K 78

    Highest ranking : #1 in fanfiction -خدای من... تو بلدی خفه شی? -باور کن نه!

    Completed  
  • The foundation of deception [L.S|M.Preg]
    14.4K 3.3K 30

    [ آپ‌های نامنظم و طولانی] + من می‌خوام ببینمش! قلبش مچاله میشه. نمی‌دونه این بغضِ لعنتی از کجا سر باز زده، از کجا اصلا شکل گرفته که مدام داره حجیم و حجیم‌تر میشه، فقط... فقط می‌دونه که حاضره جهان رو تماما قتل عام کنه تا اون خوب باشه! اون، با چشم‌هایی که جاذبه‌ی سیاهچاله دارن براش. اون، با چشم‌هایی که حالا رگه‌های کوچی...

    Mature
  • Hogwarts Mystery [L.s] [Z.M]
    42.1K 10.3K 38

    درسته اینجا دنیای جادویی هاگوارتزه ولی من مطمئنم خبری از جادو نبود وقتی به اون چشم ها خیره شدم... هشدار: اگر پاترهد نیستید به هیچ وجه این بوک رو باز نکنید⁦ ⁦( ͡° ͜ʖ ͡°) 💙💚 ⁦❤️⁩💛 🌈

    Mature
  • Sea's whisper [L.S | Z.M]
    155K 37.8K 60

    «بهش میگن زمزمه ی دریا و اون بزرگ ترین رازی که دریا توی خودش قایم کرده.»

    Completed  
  • How to Garden: for beginners
    135K 27.5K 35

    ويليام بليك مى‌گه براى خلق كردن يك گل كوچيك، بايد سال‌ها تلاش كرد. من اسم چيزى كه داره بينمون بوجود مياد رو گل مى‌ذارم تاملينسون. Larry Stylinson Fan-fic copyright © 2017-20 frogmd

    Completed  
  • CATALONIA [L.S]
    30K 5.5K 36

    مثل يک نوشيدنى خور حرفه‌اى تو كلاب كاتالانی بشين و منتظر من باش! تيم من اين دفعه برده!

  • Hallowed (L.S)
    105K 21.6K 59

    [روح من فروختنی نیست ،اما مقصدی جز ابدیت ندارد...ابدیتی که با تو به پایان برسد، برای من تا بی نهایت ادامه دارد و "تا بی نهایت"، تنها واژه ای است که با قرار گرفتن در کنار عشق ما معنا پیدا می کند. اگر عشق ما تا بی نهایت در شعله های آتش بسوزد، جهنم، "سرزمین پاک" ما می شود. خاکستر ها محراب ما و تو... تا ابد خدا باقی می ما...

    Completed  
  • light it up and fall in love •|ziam|• COMPLETED
    353K 40.7K 83

    Highest ranking : #1 in fanfiction +بیا نور ها رو روشن کن اینجا خیلی تاریکه -نترس بپر +تاریکه -نترس نورت میشم بپر +بپرم اونجایی تا منو بگیری? -درست همینجام همیشه

    Completed  
  • End Game (L.S)
    493K 78.4K 77

    [ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....

    Completed   Mature
  • NO LIMIT •|ziam|• COMPLETED
    615K 85.7K 121

    Highest ranking : #1 in fanfiction For more than four continuous months -داری محدودم میکنی! +نه... فقط دارم عاشقت میکنم. -نمیخوامش! +دست تو نیست... دست هیچکس نیست.

    Completed  
  • Ocean is your eyes[L.S]
    12K 2.1K 7

    لویی نمیتونست چیزی رو که میبینه باور کنه...یه پسر وحشت زده وسط اون آب شناور بود یه پسر وحشت زده خیلی زیبا که مثل ماهی دم داشت و روی اون رو پولک های براق سبز رنگ پوشونده بود...به همون اندازه که این غیر واقعی و غیر قابل باور و افسانه ایه ،اون درست جلوی چشماشون بود،حقیقی،زیبا و سردرگم ...یه پری دریایی که جلوی دیدگان شوک...

  • Angel [L.S]
    66.1K 14.9K 64

    [Completed] *Under edit* هری بخاطر دوست صمیمیش و تصمیم های غلط اون وارد ماجرایی می‌شه که باید از تنها دارایی به جا مانده ازش مراقبت کنه. اما ورق ها تک‌تک برمی‌گردن و اون می‌فهمه واقعیت هیچوقت اون چیزی نبود که فکرش رو می‌کرده. وقتی تنها چیزی که حس می‌شه درده، چه می‌شه که یک نفر مرهم باشه؟ پی‌نوشت: در این کتاب تمرکزی...

    Completed   Mature
  • °Little Problem° [Z.M] _ βy Sαrα (Completed)
    258K 48.9K 61

    + آقای پین ، یا بچه ی بوگندوتو از جلوی در خونه ی من دور میکنی یا زنگ میزنم پلیس !! Highest rαnks : #1 in fαnfictioη 💛 #1 in onedirectioη 👑

    Completed