larry+ziam
مسئولیت کسب این افتخار بر دوش شماست...
علم،کشور و دنیا به شما مدیونند.
و این وظیفه شماست...
کره ی زمین و هر چیزی که دوستش دارید رو ترک کنید.
Larry+ziam
از درد به خودش میپیچید و گریه های بچگانش تو کل اون کوچه ی تاریک طنین مینداخت.صدای خنده های اون آدمای مست هنوز تو گوشش بودن...آخه چرا از درد نمیمیره؟چرا این کابوسا تموم نمیشن؟آخه اون فقط یه پسر بچه کوچولوعه!
___________________________________
💚💙👬 👬💛❤
من اسیرش شده م ؛ اون زیادی تو حرفه ش خوبه..
هری استایلز ⬅ پلی بوی
فن فیکشن لری استایلینسون به همراه کمی زیام✌
داستان در پیج اینستاگرام larry_ff_translate هم آپ میشه
Best rank : #2 in fanfiction
هدف از یه مدرسه ادب و تربیت چه کوفتی میتونه باشه؟! چیزی که من توقع داشتم نبود! اینو باید بگم!
اساساً یه فیک BDSM.
شامل لری/نیام/زیام/زاستین/.
تمامی حقوق متعلق به boybands77@ هستش. این کار با دریافت « اجازه » داره ترجمه میشه!!
all rights reserved to @boybands77
من آسیب دیده ام
این زخم از بین نمیره و بزرگتر و دردناکتر از قبل میشه
زنجیر اختیارم دست خودم نیست
حمله کردن و اسیب زدن به اطرافیانم قسمتی از وجودم شده
من انسانی ام از جنس تاریکی
گرگها به کسي رحم نميکنن
ميکنن؟
حتی وقتی مقابل چیزی قرار بگیرن ازش کم نمیارن
اما چرا من تو اقیانوس چشماش سقوط کردم ؟
* این داستان توسط یاسی استایلینسون نوشته شده و امیدوارم لذت ببرید *
*complete*