دو کیونگسو یه امگا با فرمونهایی با رایحه خامه که این براش یه جور ضعفه چون همگی میدونیم که خامه عملا بوی خاصی نداره! با آلفایی به اسم کیم جونگین آشنا میشه که عاشق خامهست و...
---------🧁---------
ᝰ𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: KaiSoo, ChanBaek
ᝰ𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Fluff, Romance, Omegaverse, Smut
امگای ماه، امگایی با بدن و روحیهای ضعیف و در عینِحال زیبا که هرکس نمیتواند شانسِ داشتنش را داشته باشد، چه میشود اگر شانس آنقدر با او بد باشد که جفتِ آلفایی بیرحم شود و چه میشود اگر قبولش نکند؟
[این داستان بازنویسی نشده و دارای صدها اشتباه نگارشی، ادبی و... هست؛ امیدوارم ضمن اینکه اشتباهات رو برام کامنت میزارید، تا آخر از داستانم لذت ببرید و لطفا چیزایی مثل "انرژیاش، خاموشیاش" رو که "انرژیش، خاموشیش" مینویسم رو روش زوم نکنید یا حتی کسره که بجاش "ه" آخر چسبان میزارم؛ چون برای راحتی ریدرام اینطور پیش میرم و عمدیه. ولی ممنون میشم کلماتی که از سر حواسپرتی با "حروف" نادرست مینویسم رو برام کامنت بزارید مثل: "صرفه" کردن که درستش میشه "سرفه"]
______________________________
تو را برای آخرین بار خواهم دید
از چشمان من پریشان نشو
هنگامی که در مرگ خود هم
تو را دعا می کنم
آخرین یکشنبه...
GENRE→ Omegavers, Angst, Romance, M' preg
COUPLE→ KOOKV
WRITER→ rchid
داستان راجب جونگکوک ۲۵ساله است که با پسر ۵سالش جونگ سوک زندگی میکنند...اما همه چیز باپیدا شدن سروکله پدر جونگ سوک عوض میشه.....
couple:Namkook,Namjin,Yoonmin,secret
genre:omegavers,drama,angest,smut
Mperg
جیمین وقتی تازه پا به نوجوونی گذاشت به دلایلی مجبور به نگهداری دوتا بچه شد و حالا که اون دو آلفا بزرگ شدن جیمین کاملا احساس خوشبختی میکنه.
اما وقتی یهویی سر و کله ی خانواده ی هانول و سئوک(همونایی که جیمین بزرگشون کرد)پیدا شد همه چیز بهم ریخت و جیمین که نگران بود به عنوان خدمتکار پاشو به عمارت کیم ها گذاشت.
بنظرتون جیمین میتونه بین آدمای عجیب اون عمارت بمونه و مراقب و حامی پسراش باشه؟
قسمتی از فیک:
هانول دستمو گرفت و مجبورم کرد از صندلی بلند شم
●تا همین الانم نگاهشون به امگام داره اذیتم میکنه
سئوک درحالی که کمرمو گرفته بود تا به بقیه آلفاها بفهمونه که نگاهشونو کنترل کنن گفت:
○لطفا روی امگای من میم مالکیت نذار جناب
رسما بینشون در حال خفه شدن بودم:
+هی پسرا کی گفته من امگای شمام؟ من خودم آلفا دارم که هنوز پیداش نشده
سئوک زیر لب گفت:
○کاش همونجوری گم بمونه چون میکشمش
_______________________________________________________
کاپل:ویکوکمین-_ویکوک(اولش ویکوک کاپلن)-نامجین-سپ
ژانر: امگاورس-تریسام-امپرگ(احتمالا)-انگست-عاشقانه-کمی طنز و...
زمان آپ: پنجشنبه هرهفته
توی خلاصه نویسی خوب نیستم یه سر بزنید به فیک شاید خوشتون اومد
خوشحال میشم به فیکام سر بزنید
جنگکوک :امگایی که خیلی زیبایه ولی به همون اندازه دست نیافتنی اون جلو همه الفاها وایمیسته و هیچوقت سرخم نمیکنه
تهیونگ :الفایی که هرشب با یک امگایه و هیچکس جرعت مقابله باهاشو نداره و هر چیزیم که بخواد به دست میاره
چی میشه اگه این دوتا روبه رویه هم قرار بگیرن؟؟؟
*قسمتی از فیک *
"بلاخره مال من میشی تا کی میخوای فرار کنی؟؟؟"
"توهم مثل بقیه الفاها هرزه ای ولی من بلدم چجوری ازیه الفا تبدیلت کنم به یه امگا "
نام:((روباه کوچولوی من))
داستان ازونجایی شروع میشه که شاهزاده برای اولین بار امگای شیطون و سر به هوا یعنی تهیونگ رو میبینه!
و به طور کاملا تصادفی!!((کلیشه ای))
شاهزاده داستان ما متوجه چیز عجیبی میشه و احساساتی که تا به کنون حسشون نکرده بود!??✨
......
couple:[kookv]
genre: omegavers, romance, historic,fluf, happy end
and maybe smut!!
•|در حال آپ|•
start: 1402/6/8
finish: ?
فرار از مراسم ازدواج اجباریاش، چیزی بود که مدتها براش برنامه داشت؛ اما جایی همهچیز پیچیده شد که در حین فرار، با جفتش روبهرو میشه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود.
"_ فرار نکن، بامبی...
مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیدهشده از سمت حیاط رو بهطرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.»
جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بیحوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگکوک و خندهی دلنشینش، زبون به دهنش خشک کرد.
_ بهجای برادرم، با من ازدواج کن."
ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت
کاپل: کوکوی
رایتر: مانلی
+جونگو میشه یه خواهش ازت داشته باشم؟
_بگو ببر دوستاشتنیه من
+میشه باهام ازدواج کنی
_چی....؟
تهیونگ پسری که مجبوره بزای خواسته ی قبل از مرگ پدربزرگش ازدواج کنه
جونگ کوک پسری که پدرش اونو به اسم بیمار عصبی توی اسایشگاه بستری کرده
این دوتا عاشق هم دیگه ان
سرنوشت چی براشون رقم میزنه؟......
Copel:kookv/vkook,namjin,sopmin
Writer:asramiyn
شروع:۲۴\۸\۱۴۰۰
پایان:۳\۱۲\۱۴۰۰