GOING TO READ
49 stories
HIGHBORN♛اصیل زاده | Vkook  by bona_Jinyoung
bona_Jinyoung
  • WpView
    Reads 12,949
  • WpVote
    Votes 1,681
  • WpPart
    Parts 25
_ دیشب تا صبح با زبونم به فاکت دادم... + چه غلطی کردییییی؟!! _اوه عزیزم دیگه همه میدونن... یا حداقل منی که تمام عمرمو توی آمریکا زندگی کردم، میدونم که کلمه فاک... به معنی لعنتی یا لعنت کردنه!! +ساکت شو!! _پس اصلاح میکنم!! من دیشب تا صبح با زبونم لعنتت کردم بِ بِ!! ************ + هیچ کس نمیدونست که اون یه هیولاست ، جز من... کسی که نزدیک شدن بهش یعنی قدم گذاشتن به سمت نابودی... اما من فهمیدم که هیولاها هم می‌تونن برای یه نفر، تنها نقطه‌ی امن دنیا باشن... _ فقط برای تو بِ بِ!!! چون تو مال منی!! تو قلب منی... تکه ای از وجودم... دلیل آرامشم... دلیل جنونم!! دنیا می‌تونه از من متنفر باشه، اما تو تنها کسی هستی که هیولای درونم مقابلش زانو می‌زنه... می‌پرستمت طوری که از شدت دوست‌داشتنم ، بترسی!! میبوسمت جوری که نفست بند بیاد، و بفهمی لبهات مال کین!! لمست می‌کنم طوری که بدنت بلرزه!!! و رد انگشت هام تا ابد روی روحت باقی بمونه, نه فقط تنت!!! و نگاهت میکنم جوری که بفهمی از زندان نگاه من راه فراری نداری!!! بفهمی که فقط مال منی جونگ کوک!!!! ◆◆◆◆◆◆ نام : HIGHBORN , اصیل زاده نویسنده : بونا کاپل : Vkook ژانر: درام , مافیایی , امگاورس , اسمات , رمنس ✅ روز های آپ : هر دوشنبه و پنجشنبه... ❌ داستان کامل نوشته شده... پس با خیال راحت وارد شو!! 🥹
Coffee Wine / شراب قهوه by KimMelorin1828
KimMelorin1828
  • WpView
    Reads 7,851
  • WpVote
    Votes 274
  • WpPart
    Parts 4
فیکشن شراب قهوه (Coffees Wine) نویسنده: کیم ملورین ژانر: امگاورس، تاریخی، مافیایی، اکشن، تریلر، رومنس، درام (و کمی هم کمدی)، اسمات! کاپل: تهکوک، نامجین، یونمین، هوسوک و هانورا خلاصه تهیونگ و جونگ‌کوک در سال ۲٠ پس از میلاد مسیح، به عنوان بتا به دنیا اومدن. خاندان کیم و جئون، سر سرزمینای مرکزی جنگ داشتن. اونا طی یک جلسه‌ای که با عنوان آتش بس موقت بود، با هم روبه‌رو میشن و متوجه میشن که جفت همدیگن. اونا برای ۵ سال به صورت مخفیانه با هم قرار میذاشتن تا یه روز خواهراشون، متوجه میشن. خواهران آلفا که مثل پدرای خودشون تشنه‌ی سرزمینای مرکزی بودن به اونا خبر میدن. تهیونگ و جونگ‌کوک به محض مطلع شدن، به دلیل عشق زیاد به همدیگه،کاری میکنن که باعث میشه هر دو خاندان از جنگ دوباره کناره‌گیری کنن و حتی تندیسی برای یادبود از اونا تو شهرهاشون بسازن. حالا بعد از ۲۰۰۰ سال، دوباره جفت افسانه‌ای و خواهران خونخواه متولد شدن، و با مسائل و چالش‌هایی روبه‌رو میشن که باید اونا رو پشت سر بزارن. *در دنیایی که خون قانون است و عشق ممنوع، او شرابی بود که سوخت... و من؟ من قهوه سردی بودم که آن را خاموش کرد... "جئون جونگ کوک" ------------- *آتشی که در وجود من زبانه می‌کشید، تنها با وجود او خاموش می‌شود... "کیم تهیونگ"
RED TYPEWRITER  by TemisBarany
TemisBarany
  • WpView
    Reads 76,142
  • WpVote
    Votes 7,659
  • WpPart
    Parts 61
سناتور کیم فردی باکمالات ، مستبد و مردسالار و دولتمندی بود که خیلی ها از جمله مادلین خواهان او بودن و همین حقیقت باعث می‌شد پیچک های حسادت خفه‌کننده خرخره‌شُ بچسبه و نزاره نفس بکشه ! ************* اسم فیک : ماشین تحریر قرمز کاپل : ویکوک ، سیکرت ژانر : رمنس ، عاشقانه ، لیتل اسمات / سلطنت، امگاورس ، لیتل کمدی، هیستوری، انگست ... فصل اول = کامل شده S1 فیک : + من همسر اون عیاش نمیشم × راه و جاده برات نزاشتن! انتخابی نداری آلبالوی ترش! + بهت نشون میدم چجوری راه و جاده میسازن .. ................ × اون مهمونی برای توعه، چرا مشکی پوشیدی ؟ + قدرتمُ به رخ میکشم ................. ÷ تو با کیک زدی تو صورتم !!! + ما تو میلان اینجوری خوشامد میگیم ............... _ پسر خوش منظر و شکیبایی دارید × آه اون تک امگای شیطون خانواده اس ، سناتور _ اون پسر یه امگاس ؟؟!!! ............. + عشق من اندازه ی دریاها و اقیانوس ها بزرگه ! _ دلم‌میخواد تو اقیانوسی که میگی شنا کردنُ یاد‌بگیرم ........ تک امگای خانواده ی تاجر پارچه ،که از قضا پسر هم هست و کمیاب، خاستگار های زیاد و آدم حسابي داره ! اما مگه اون پسر چشم فندقی به چیزی جز قدم زدن بین گل های ادرسی و یواشکی دزدی گیلاس و آلبالو از آشپزخونه بزرگ خونشون و نوشتن خوب و بد دنیا با اون ماشین تحریر قرمز آلبالویی ،توجه میکنه ؟ مگر اینکه
Perfume |•| عطر AU by LunarTalles
LunarTalles
  • WpView
    Reads 1,953
  • WpVote
    Votes 289
  • WpPart
    Parts 5
✧.* گاهی، بوی یک عطر کافی است تا به همه‌چیز شک کنی. وقتی دوست دخترت، هر هفته ناپدید می‌شود و ردش به یک عطر‌فروشی می‌رسد... باور کردن حقیقت، سخت‌تر از شک کردن است. ✧.* او مطمئن بود مقصر را پیدا کرده است. پس بدون فکر، وارد مغازه شد و هر آنچه میان شیشه‌ها و رایحه‌ها بود را به تکه‌های شکسته تبدیل کرد. اما بعضی اشتباه‌ها... با یک «متأسفم» جبران نمی‌شوند. شاید بعضی آدم‌ها، در بدترین زمان ممکن، درست مقابل سرنوشتشان بایستند. ✧ 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑻𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌 ✧ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑪𝒐𝒎𝒆𝒅𝒚, 𝑭𝒍𝒖𝒇𝒇, 𝑺𝒍𝒐𝒘 𝑩𝒖𝒓𝒏, 𝑩𝒐𝒚𝒔 𝑳𝒐𝒗𝒆
𝐒𝐢𝐠𝐦𝐚 by Yoonatd
Yoonatd
  • WpView
    Reads 57,418
  • WpVote
    Votes 9,021
  • WpPart
    Parts 56
🏎💢 𝐓𝐈𝐓𝐋𝐄: 𝑺𝒊𝒈𝒎𝒂 ˊ ⤷ 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞 | 𝐓𝐡𝐫𝐢𝐥𝐥𝐞𝐫 | 𝐒𝐦𝐮𝐭 「 از جفت برگزیده‌م رد شدم و از امگاها متنفرم... 」 ❝ نمی‌دونم خوش‌شانسی بود یا بدشانسی... به‌هرحال از وجودت متنفرم جیمین ❞ 𖤐🔥 این بوک روایت یک سیگمای خیانت‌دیده‌ست که بعد از شکستن تمام قواعد، حالا گیرِ امگایی میفته که قرار نیست به این راحتی ازش بگذره... ━━━ 𝙍𝙐𝙇𝙀𝙎 ━━━
"scenario" by asaltito
asaltito
  • WpView
    Reads 126,873
  • WpVote
    Votes 10,768
  • WpPart
    Parts 52
منتظره سناریو، وانشات و فیک‌چت‌های رندوممون باشید دونه برفا
𝙳𝚘𝚕𝚕𝚊𝚛 | 𝚅𝚔 by LaraJeon97
LaraJeon97
  • WpView
    Reads 66,831
  • WpVote
    Votes 8,837
  • WpPart
    Parts 17
دنیایی که داخلش کیم تهیونگ آلفا، درحالی‌که توی پول و قدرت غوطه‌ور بود، امگای حقیقی‌اَش به هیچ‌کدوم از کارهایی که براش انجام می‌داد، گوشه‌چشمی نشون نمی‌داد. - نازم رو می‌تونی بخری. دورم می‌تونی بچرخی. می‌تونی با خرید از برندهای گرون دنیا، اندام زیبام رو بهتر درک کنی و حتی لبخند خوشگلم رو هر روز ببینی؛ اما تا وقتی‌که نمی‌تونی انگشت حلقه‌اَم رو پر کنی، این‌ها اصلاً به چشمم نمیاد! Couple: Vkook Genre: Omegaverse, Erotic, Mpreg, Romance, Smut Writer: LaraJeon97 Update: هفته‌ای یک الا دو پارت START: 05/04/1405
Lutan | Vkook by Mary_hoope
Mary_hoope
  • WpView
    Reads 27,176
  • WpVote
    Votes 2,465
  • WpPart
    Parts 48
جونگکو هیچوقت فکر نمیکرد زندگیش با یک ازدواج اجباری زیر و رو بشه، ازدواجی که نه با عشق بلکه از سر بازی قدرت تهیونگ شروع میشد! برشی از داستان: _فکر کردی کی هستی که اینطور با من حرف میزنی هوم؟ _کسی که...سرش قمار...شده! ژانر: امگاورس، امپرگ، انگست، اسمات و..
red gun/vkook  by kim_karsaa
kim_karsaa
  • WpView
    Reads 301,554
  • WpVote
    Votes 28,697
  • WpPart
    Parts 41
-اسلحه سرخ- هیچوقت فکر نمیکردم عاشق اون مزاحمی که برام نود فرستاد بشم.. • ژانر:فیک چت، کمدی، عاشقانه، اسمات، زندگی روزمره • کاپل اصلی:تهکوک • فرعی:یونمین •پایان یافته•
I have boy friend! by popsicle_N
popsicle_N
  • WpView
    Reads 71,816
  • WpVote
    Votes 5,515
  • WpPart
    Parts 9
کاپل:تهکوک،یونمین ژانر:چت توییتری،کمی اسمات نویسنده:POPSILE (پایان یافته*****) چی میشه اگه تهیونگ اشتباهی به جونگکوک پیام بده.. جونگکوکم از همه جا بیخبر تهیونگ میبینه چیکار کرده به نظرتون چه جوری جمعش میکنه؟ هر جوری اینکارو میکنه تهش به یه صحنه ی رمانتیک ختم میشه...