SeungLa
- Reads 623
- Votes 135
- Parts 4
در اعماق قلب یک حومهٔ قدیمی، جایی که مه به جنگلها چسبیده و افسانهها هرگز نمیمیرند، یون جونگهان، روستایی تنها، زندگی میکرد.
همسرش چوی سونگچول که یک خون آشام بود، پنج سال پیش به طرز ناگهانی از زندگیش ناپدید شد.
اما وقتی
خونآشام تصمیم گرفت دوباره با اون رو به رو شه. روی این واقعیت حساب نکرده بود که اون انسان حاضر به هر کاری میشه
تا دوباره اون برگردونه.