We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
تهکوک
149 stories
𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒐𝒎𝒆𝒈𝒂 by kimjeontkv
kimjeontkv
  • WpView
    Reads 53,635
  • WpVote
    Votes 3,478
  • WpPart
    Parts 39
<درحال آپ> 𝑀𝓎 𝓁𝒾𝓉𝓉𝓁𝑒 𝑜𝓂𝑒𝑔𝒶 | امـــگــا کــوچــولــوی مــن کیم تهیونگ، گرگ آلفایی که رئیس مافیاست و سال‌هاست منتظر جفتش بوده، هیچ وقت فکر نمی‌کرد بعد از یه روز خسته‌کننده، وقتی با دوستش جیهوپ میره کافه یونگی (که تازه باهاش آشنا شده)، جفتش رو همون‌جا و به‌طور کاملاً تصادفی پیدا کنه. جفتش که اتفاقاً برادر یونگی هم هست. حالا سوال اینجاست: تهیونگ می‌تونه جفتش رو پیش خودش ببره یا نه؟ یونگی می‌تونه برادرش رو به کسی که تازه باهاش آشنا شده بسپاره یا باید هرطور شده اون رو پیش خودش نگه داره؟ از طرفی، تهیونگ هنوز نمی‌دونه که جفتش یه "لیتله" و این موضوع، همه چیز رو پیچیده‌تر می‌کنه. آخرش چی میشه؟ سرنوشت این دو نفر به کجا می‌رسه؟ نویسنده: Rahil, settttayeshhh 𝒞𝑜𝓊𝓅𝓁𝑒: 𝒯𝒶𝑒𝓀𝑜𝑜𝓀, 𝒴𝑜𝑜𝓃𝓂𝒾𝓃, 𝒩𝒶𝓂𝒿𝒾𝓃, 𝒥-𝐻𝑜𝓅𝑒 × 𝐵𝑜𝓎 𝒢𝑒𝓃𝓇𝑒: 𝑀𝒶𝒻𝒾𝒶, 𝒪𝓂𝑒𝑔𝒶𝓋𝑒𝓇𝓈𝑒, 𝑅𝑜𝓂𝒶𝓃𝒸𝑒, 𝒮𝓂𝓊𝓉, 𝐿𝒾𝓉𝓉𝓁𝑒 𝒮𝓅𝒶𝒸𝑒
French Stalker | ᴷⱽ ᴬᵁ ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ by IELAORIGINAL
IELAORIGINAL
  • WpView
    Reads 95,805
  • WpVote
    Votes 11,600
  • WpPart
    Parts 32
KOOKV AGE GAP / MAFIA / CRIMINAL / SMUT / SLOW BURN / DARK COMEDY ••• ‌تهیونگ مدل مشهور سلین، گیر استاکر پررو و سمجی افتاده که هرجا میره دنبالشه و کل پاریس رو برای جلب توجهش زیر و رو می‌کنه. به قدری که حالا همه روی اینترنت دارن تهیونگ‌ رو با پسری که ازش متنفره شیپ می‌کنن! - داری استاکم می‌کنی، عوضی؟ - بهش میگن دنبال کردن علایق! آپ: فول شده
Lunaflora [ Vkook ] by mniagatha
mniagatha
  • WpView
    Reads 101,138
  • WpVote
    Votes 7,553
  • WpPart
    Parts 21
کیم تهیونگ، پادشاه سرد و مغرور، کسی نیست که به راحتی نزدیک کسی بشه... اما وقتی امگایی مهربون و ناشناخته پا به قصر می‌ذاره، چیزی توی نظم همیشه‌ساکت سلطنت تغییر می‌کنه. در دیوارهای طلایی کاخ، عشق شروع به نفس کشیدن می‌کنه... در حالی که سایه‌هایی در سکوت، منتظر لحظه‌ی سقوطن. این فقط یک داستان عاشقانه نیست... این یه بازیه بین قلب‌ها، قدرت... و گرگ‌هایی که همیشه همه‌چیز رو نمی‌گن. " لونافلورا " کاپل: ویکوک، یونمین، نامجین ژانر: رومنس، امگاورس، رویال مدرن، امپرگ، اسمات نویسنده: آگاتا
red gun/vkook  by kim_karsaa
kim_karsaa
  • WpView
    Reads 263,359
  • WpVote
    Votes 25,218
  • WpPart
    Parts 41
-اسلحه سرخ- هیچوقت فکر نمیکردم عاشق اون مزاحمی که برام نود فرستاد بشم.. • ژانر:فیک چت، کمدی، عاشقانه، اسمات، زندگی روزمره • کاپل اصلی:تهکوک • فرعی:یونمین •پایان یافته•
Scatto | Vkook | Omegavers by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 1,843
  • WpVote
    Votes 292
  • WpPart
    Parts 2
𓂃𝐒𝐜𝐚𝐭𝐭𝐨𓍯 ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ ژانر⤟امگاورس، رمنس، درام، اسمات، امپرگ ⊹ نویسنده⤟ #Sadixen ⊹ خلاصه⤟ توی دنیایی که هر حرکت یک سوپرمدل می‌تونه میلیون‌ها دلار ارزش داشته باشه، جئون جونگوک بالاخره به بزرگ‌ترین نقطه‌ی زندگی حرفه‌ایش رسیده؛ کمپین جهانی فندی.❤️‍🔥 اما درست زمانی که دنیا موفقیتش رو جشن می‌گیره، زندگی شخصیش آروم‌ آروم از کنترل خارج می‌شه.❌️ رابطه‌ای که سال‌ها پشت درهای بسته پنهان مونده... رازهایی که هیچ‌کدوم برای فاش شدن آماده نیستن... و آینده‌ای که با هر تصمیم، غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر از قبل می‌شه. کیم تهیونگ همیشه فکر می‌کرد محافظت کردن یعنی تصمیم گرفتن. جونگوک اما می‌خواست برای اولین بار، خودش مسیر زندگیش رو انتخاب کنه. بین قراردادهای میلیون دلاری، رسوایی رسانه‌ها، بارداری‌ای که همه چیز رو تغییر می‌ده و عشقی که مرز بین محافظت و کنترل رو از بین برده... بعضی رازها قرار نیست برای همیشه پنهان بمونن.
Silence  by kookvvkook_777
kookvvkook_777
  • WpView
    Reads 72,070
  • WpVote
    Votes 6,105
  • WpPart
    Parts 54
Silence/سکوت جئون جونگ کوک پسری تخس و لجباز که بزرگترین اموزشگاه هنری رو توی پالرموی سیسیل ایتالیا داره چی میشه که با مردی که باهاش عجیب رفتار میکنه و مافیاعه رو به رو بشه، و اون مرد از قضا سال بالایی دوران دبیرستانشه که نُه ساله ولش کرده! ژانر: درام_ انگست_ مافیایی_ کمی اکشن_ کمی کمدی_ اسمات کاپل: ویکوک نویسنده: یاس
YOU BELONG TO ME |  VK  by xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Reads 135,104
  • WpVote
    Votes 13,828
  • WpPart
    Parts 23
جونگکوک یه هکر شیطون و بددهنه که اسمش توی دنیای زیرزمینی از خودِ ارازل و اوباش اون منطقه‌ هم ترسناک‌تره. کله‌گنده‌های کشور یا دنبالش می‌گردن، یا هنوز دردِ «نه» شنیدن ازش رو دارن. مشکلش؟ فقط وقتی کار می‌کنه که دلش بخواد، نه وقتی پول یا تهدید وسطه. ── ⋆⋅☆⋅⋆ ── ⋆⋅☆⋅⋆ ── ⋆⋅☆⋅⋆ ── ⋆⋅☆⋅⋆ ── «مطمئنی کار کردن با منو میخوای؟من‌ هم سیستم‌ها رو می‌شکنم، هم اعصابارو.» «مشکلی نیست، منم هم اعصابمو قفل می‌کنم، هم سیستممو.» 𝙲𝙾𝚄𝙿𝙻𝙴: 𝚅𝙺𝙾𝙾𝙺 𝙶𝙴𝙽𝚁𝙴: 𝙼𝙰𝙵𝙸𝙰, 𝚂𝙼𝚄𝚃, 𝙰𝙲𝚃𝙸𝙾𝙽, 𝙰 𝙻𝙸𝚃𝚃𝙻𝙴 𝙵𝙻𝚄𝙵𝙵. Start: 1404/09/29 END: 1404/11/18 بیاید یک عدد تهیونگ رو جونگکوک ذلیل کنیم :)🎀✨️
Mi Belleza by Milan_vkv
Milan_vkv
  • WpView
    Reads 987
  • WpVote
    Votes 164
  • WpPart
    Parts 12
کیم تهیونگ امگایی که به خاطر ازار و اذیت ها و دلایلی...(داخل داستان میفهمین) از خانوادش فاصله بگیره پس ساکن یه واحد شیک اما خوش قیمت که نزدیک دانشگاشه میشه. چی میشه اگه همسایه روبه رویی یه پسر جذابِ بوکسور باشه که دلشو ببره _______________________________ این فیکشن تا افتر استوری امپرگ نیست و در طی داستان خیلی به قابلیت بارداری امگا ها اشاره نمیشه. Couple:kookv Genre:Romance,Omegavers,Angst,Smut Time up:Unknown =نامعلوم
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘 by xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Reads 120,410
  • WpVote
    Votes 9,485
  • WpPart
    Parts 24
جونگکوک نمیخواست هیچکس به عزیزشده‌ش نزدیک بشه. چون میدونست هرکی به سمت اون میاد، فقط و فقط برای سوء استفاده و آسیب زدن بهش میاد. عزیزکرده‌ای که خودش هم از وجود اون دیوونه‌ی خونخوار،خبر داشت. میدونست و حس میکرد. کسی.چیزی‌.همیشه باهاشه. و این بهش احساس امنیت میداد. °❀.ೃ࿔*𖡼.𖤣𖥧𖡼.𖤣𖥧❀࿐ جونگکوک روی لب‌های لرزون پسر زمزمه کرد. «نگران نباش... دیگه هیچ‌وقت قرار نیست، حتی فکرت هم به سمتش بره...» تهیونگ تنها نگاه‌ش رو دور سوله چرخوند. خون،، بدن اون مرد،، امنیت؟امنیت. با چشم‌های پر لب زد. «ببخشید؟آجوشی؟... میشه بغلم کنید؟...» 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚, 𝐬𝐦𝐮𝐭, 𝐂𝐮𝐭𝐞, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 به امید اینکه یک نیمچه لبخند به لبهای نازت بیاره🫂🍀🌸✨️
The Scales of Balance[دو سوی ترازو] by Qujkv_
Qujkv_
  • WpView
    Reads 65,812
  • WpVote
    Votes 8,723
  • WpPart
    Parts 30
زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم بگذارد. پسری که نه کاملاً آلفا بود و نه امگ