داستان از این قرار بود که ،
پدر تهیونگ طی اتفاقی اونو مجبور با ازدواج اجباری با مرد انیگمایی میکرد که فقط اسمش رو میدونست و ازش 12 سال بزرگتر بود !
اون برای فرار از ازدواج هرکاری میکرد ولی نمیدونست که ..
•
Ganer 🐺: Omegavers . Romance . Au . Smut . Fakechat .
Couple✨: KookV
Writer🪄: Aloura
یا جونگ کوک نباید به یه پلیس دل میبست یا تهیونگ نباید به یه پسر بچه انقد عشق میورزید..
حالا پنج سال گذشته بود و اون دو دوباره باهم روبرو شدن، چه چیزی در انتظارشون بود؟
• 𝗡𝗲𝗠𝗲 || 𝙃𝙖𝙏𝙚 𝙔𝙤𝙐
• 𝗚𝗲𝗡𝗿𝗘 || 𝙍𝙤𝙈𝙖𝙣𝘾𝙚✫𝙎𝙢𝙪𝙏 ✫
• 𝗖𝗼𝗨𝗽𝗹𝗘 || 𝙑𝙆𝙊𝙤𝙠
• 𝗪𝗿 || Nia
آپ: پنجشنبه
احساس خوبی دارم
همه چیز درست می شود
تو خواهی آمد
و دهان تاریک باد را خواهی دوخت
آمدن تو یعنی
پایان رنج ها و تیره روزی ها
آمدن تو ، یعنی مبدا زندگی من
___________________________________________
این بوک آمپرگ یعنی پسر ها هم درصد خیلی کمی می تونند بچهدار بشن...
اسمات داره اگر دوست نداری نخون ..🔞
اینا رو گفتم بعدا نگید وقتم تلف کردم چرا نگفتی..
😘😘🙏
کاپل اصلی: تهکوک
کاپل فرعی: نامجین،یونمین
فلاف،عاشقانه،انگست،اسمات،مدرسه ای