دریچه: «گریز»
❌️این داستان بعد اتمام فصل اول استاپ خورده❌️
پسری که بعد از کشته شدن دوستدخترش به شغل سابقش برمیگرده و مأمور گردآوری و جاسوسی اطلاعات برای یه شرکت مرموز میشه تا انتقامش رو بگیره. در طرف دیگه، پسرِ رئیس شرکت رقیب که دنبال جواب برای معمای قتل مادرشه. در حالی که هر دو در خلسهی فراق به سر میبرن، دیری نمیگذره که میفهمن اتفاقات اخیر زندگیشون تیکههایی از یک پازل بوده که همدیگه رو تکمیل و اونا رو وا خواهد داشت تا سؤال کنن:
"بهای دونستن حقیقتها چیه؟"
*
*
_"اگه باور داری فقط یه بار اتفاق میافته، خوش به حال کسی که تو قراره کلمهی عشق رو متعلقش بدونی"
_"خوش به حالت..."
*
*
_"من و تو از یه جا زخمی شدیم، حتی نمیدونم میتونیم همدیگه رو خوب کنیم یا قراره بیشتر مسموم بشیم؛
ولی تو بیرحمترین، همزمان قشنگترین جنگی میشی که من نمیتونم پیروزش بشم..."
Genre: معمایی- رمنس- اکشن- انگست- جنایی- اسمات
Couple: Hyunlix - ?
یه آهنگ هست که میگه
*همیشه نجات میده،هیچ وقت نجات داده نمیشه.*
نمیخوام این جمله رو تجربه کنم، میخوام نجاتم بدی ولی توام همراش خوب بشی نمیخوام از دستت بدم.
Copule: Hyunlix
Genre: Melodrama, Romance
Written by Vaniya
One-shot
گرگسیاه قدرتمندترین و خطرناکترین آفریدهی الهه ماه هستند. چیز متفاوت از هر موجودی که افریده.
اونها غیرقابل کنترل و با خوی وحشی ، به تمام دنیا فرمانروایی میکنند...چه در رعب و وحشت و چه در خوشی و عدالت در قدرت حرف اول رو میزنن.
هوانگهیونجینسومینگرگسیاهشاهزادهِ توالایت که از بچگی همه ازش وحشت داشتند
در نوجوانی به دلیل وجود خطرناکش به طور پنهانی از سلطنت طرد شد و با گذشت زمان و دلایلی قبیله ی خودش رو تاسیس کرد و تمام دنیا رو تصرف کرد.
با وجود قدرت و چیز هایی که داشت اون راضی نبود..چون فقط یک چیز میخواست《امگاش!》
و حالا پس از گذشت چندسال...
بخاطر حس انتقام و جنونی که نسبت به امگاش داشت سرزمینموناستارک رو توی مشت های خودش گرفت و از همه مهمتر امگایدوردونهاش رو..
.
"..فرارکنیدسرورم
قلبشازاضطرابمحکمبهقفسهیسینهاشمیکوبید:چیشده؟
...جونخودتونرونجاتبدین..."
"اونزیباترینامگاروداره.
همانطورکه...
برازندهییکگرگسیاهعه!"
"ازتمتنفرمهوانگهیونجین...ازاینکهامگایتوباشممتنفرم..متنفرم!"
𝐂𝐎𝐔𝐏𝐋𝐄: 𝐇𝐘𝐔𝐍𝐋𝐈𝐗_𝐌𝐈𝐍𝐒𝐔𝐍𝐆
در شهری که هر لبخندش بوی خیانت میدهد، چند مرد با گذشتههایی سیاهتر از شب، در میان خون، انتقام و رازی که سالها دفن شده، دوباره به هم میرسند.
هرکدام زخمی از گذشته دارند؛ زخمهایی که نهزمان، نه اسلحه، و نه حتی عشق، قادر به درمانش نیست.
هیونجین، مردی با نگاهی یخزده و قلبی پر از آتش، تنها به یک چیز باور دارد: هیچکس نجات پیدا نمیکند، مگر با خون.
اما درست وقتی که فکر میکند همهچیز تحت کنترل اوست، بازگشت کسی از سایهها، زمین زیر پایش را میلرزاند ...کسی که باید مرده باشد.
در این میان، میان فریاد گلولهها و زمزمهی عشقهای ممنوع، کلمات سنگینتر از مرگ میشوند؛
و در اتاقی پر از سکوت، تنها صدای کسی شنیده میشود که با چشمانی پر از اشک میگوید:
«این چهرهی واقعیه منه... هنوزم میتونی این آدمو دوست داشته باشی؟»
(Happy End)
----------
#hyunlix 🥇
#hyunjin 🥇
#stay 🥇
#minho 🥈
#minho 🥉
#Romance 🥉
https://open.spotify.com/playlist/5cKmQsnSwULGv5I2IUKkjU?si=334ZEgWxRt-2XxVbj6nL2w
༒︎ زمانی که نقاب برداشته شد | خلاصه ༒︎
یک عشق پنهان، یک خیانت ناخواسته، و رازی که هرگز نباید فاش میشد...
فلیکس برای یک بازی ساده وارد زندگی هیونجین میشود، بیخبر از اینکه این مرد، گذشتهای تاریک و قلبی زخمی دارد. اما وقتی نقابها کنار میروند، خیانتهای پنهان، مافیا و انتقامی که سالها در سایهها انتظار میکشید، هر دو را به مرز نابودی میبرد.
در دنیایی که عشق یک ضعف است و حقیقت مرگبار، چه کسی برندهی این بازی خواهد شد؟
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐇𝐲𝐮𝐧𝐥𝐢𝐱༄𝐌𝐢𝐧𝐬𝐮𝐧𝐠
𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐚༄𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚༄𝐀𝐧𝐠𝐞𝐬𝐭༄𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞༄𝐒𝐦𝐮𝐭༄𝐑𝐞𝐯𝐞𝐧𝐠𝐞༄𝐑𝐭𝐚𝐠𝐞𝐝𝐲
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:𝐘𝐮𝐧𝐣𝐢𝐧
𝐔𝐩: 𝐌𝐨𝐧𝐝𝐚𝐲