We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
aypori84's Reading List
15 stories
Darks and Lights ✔️ (Completed) by Hastishahriye
Hastishahriye
  • WpView
    Reads 85,079
  • WpVote
    Votes 8,769
  • WpPart
    Parts 60
●داستان درباره دو گروه متفاوت هست گروه اول Darks شامل عضو هیونجین و بگنچان و چانگبین و لینو هست که بسیار پولدار و اهل قلدر کردن هستن هرکسی سر به سرشون بزاره یا بهشون مزاحم شن عاقبت خوبی نداره به عشق اعتقادی ندارن ولی هرکسی یا هرچیزی چشمش رو بگیره اون رو هرطور شده به دستش میارن گروه دوم Lights هست که که شامل عضو فلیکس و هان و سونگمین و جونگین هست از دختر/ پسر بازها متنفرن، بسیار مهربون و کیوت هستن اما خوانواده های سختگیری دارن و زندگی سختی دارن یا قانون های سختگیر خوانوادشون، و حالا چی میشه اگر این دوتا گروه همیدگر رو ملاقات کنن اولش گروه لایت از دارک ها متنفر باشن اما دارک ها هرطوری شده میخوان لایت هارو بدست بیارن و چی بشه که تنفر لایت ها تبدیل به عشق بشه؟ آیا اونا میتونن اصلا باهمیدگه باشن؟ couples:hyunlix, minsong, chanmin, jeongchang. ژانر:طنز، عاشقانه، ، دانشگاهی، هپی اند.
Prxy | پراکسی ᵃᵘ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 59,782
  • WpVote
    Votes 11,386
  • WpPart
    Parts 42
- هنوزم یه حبه‌قندی. - حبه‌‌قندِ کی؟ - جز من مگه کسی هست که اینطوری صدات کنه؟ ‌ ‌- مگه قول ندادی وقتی از نزدیک دیدمت، مسخره‌بازی در نیاری؟ - همین‌که پاهات هنوز تو کفشته یعنی من جدی‌ام. - می‌خوام درحالی که کامل روی صورتم نشستی، با همین ‌ ‌دهن داغ لعنتی، بدون مکث برام بخوری! جونگکوک، نوجوان 17 ساله‌ای که توی کره‌ی شمالی، با قوانین سخت‌گیرش زندگی می‌کنه. اون که با کلی ریسک و دردسر به اینترنت جهانی وصل شده، با دختری از آمریکا ارتباط می‌گیره. ولی به‌محض قطع دوباره‌ی سرورها، مجبور می‌شه دنبال وی‌پی‌ان فروشی از چین بگرده. پسری به اسم وی که پولش رو می‌گیره و در می‌ره، به همین سادگی. کاپل: ویکوک ژانر: فیک‌چت، توییتر، کمدی، درام، رمنس، اسمات! نویسنده: حنان
𝘓𝘪𝘨𝘩𝘵 𝘰𝘧 𝘥𝘢𝘳𝘬𝘯𝘦𝘴𝘴 «Vkook» by zoom_in_story
zoom_in_story
  • WpView
    Reads 685,829
  • WpVote
    Votes 64,839
  • WpPart
    Parts 67
_من سایه ام. _و من نوری که سایه رو دنبال می کنه. **************************************************** _توی دنیایی که تو زخمی و من درمانگر...یک عشق چطوری قراره به وجود بیاد؟. _برای به وجود اومدنش...باید منو درمان کنی. دکتر جئون جونگکوک، پنج ساله که با کیم تهیونگ رئیس یک گنگ مافیایی ازدواج کرده...اما اون از مافیاها متنفره...و داره تمام تلاشش رو می کنه خودش رو از بند این زندگی نجات بده. اما در این راه متوجه راز هایی میشه که همه چیز رو تغییر میده. آیا اون موفق میشه خودش و پسرکوچولوی چهارساله ش رو نجات بده و زندگی دلخواهش رو به دور از همسرش، کیم تهیونگ بسازه؟ کاپل:ویکوک، هوپمین، نامجین ژانر:امگاورس، رمنس، انگست، اسمات، اکشن، مافیایی
Capo | Vkook | AU by evena202
evena202
  • WpView
    Reads 1,259,518
  • WpVote
    Votes 120,486
  • WpPart
    Parts 71
كيم تهيونگ، كاپوى قدرتمندِ مافياى نيوجرسى، باید با دخترِ مشاورِ مافیایِ بوستون به قصد صلح ازدواج كنه، اما درست قبل از مراسم نامزدى با خبر فرار اون دختر، همه چيز بهم ميريزه و تهيونگ براى حفظ غرور و تحقيرى كه در خفا صورت گرفته، خبرِ ازدواجش با پسرِ اون خانواده رو اعلام ميكنه... قوىِ وحشى! ↳Name: Capo ↳Couple: Vkook ↳Genre: Romance / Smut / Crime ↳Writer: #Sahel 🥇1Taehyung 🥇1Fiction 🥇1Romance 🥇1BTS 🥈 2عاشقانه 🥇1Crime 🥇1teakook 🥇boyxboy
Appa (KookV) by NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Reads 277,419
  • WpVote
    Votes 24,566
  • WpPart
    Parts 21
تهیونگ از نوزده سالگی مسئولیت بزرگ کردن یک پسر بچه‌ی مبتلا به سندرم کلوور بوسی رو قبول کرد و هیچ ایده‌ای نداشت که چندین سال بعد، قراره به درخواستِ ازدواجِ همون پسر، جواب مثبت بده. انگست/رومنس/ اسمات. این بوک محارم نیست و لطفا تا قبل از کامل خوندن داستان، قضاوت نکنید. ~ تمام شده.
°!Alpha Jeon!°||°KOOKV° by S_TAEHKOOK
S_TAEHKOOK
  • WpView
    Reads 1,166,659
  • WpVote
    Votes 116,756
  • WpPart
    Parts 40
امگایی مطیع که مجبور میشه به اجبار خانواده اش و راحتی زندگیشون با الفا خون خالص و مغروری جفت بشه.‌‌.. *** Couple:Kookv Side couple:Namjin-Yonmin Genre:Omegavers-Romance-Smut-Mpreg Status:Completed By:S_TAEHKOOK
𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒆𝒂𝒑𝒐𝒏(𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌) by RAHILRad2
RAHILRad2
  • WpView
    Reads 1,750,739
  • WpVote
    Votes 74,521
  • WpPart
    Parts 56
_اسـلـحـه_ نویسنده: راحیل کاپل: ویکوک ژانر: جنایی، دارک، اکشن، انگست، ماجراجویی، اسمات، رمنس خلاصه: فرمانده تهیونگ، عاشق دل شکسته ای که برای گرفتن انتقام قتل دوست‌پسرش تراشه ای رو می سازه که عاقبت همه‌اشون رو نامعلوم میکنه و جئون‌ جونگ‌ کوکی که ادعا میکنه فقط یک کافه‌داره و دوست دبیرستان تهیونگه وارد زندگیش میشه اما آیا واقعا جونگ‌کوک همونیه که نشون میده یا چیزهای دیگه ای توی فکرش داره؟
NEMESIS | VKOOK  by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 277,066
  • WpVote
    Votes 30,524
  • WpPart
    Parts 39
NEMESIS - الهه ی انتقام سروان کیم، کارآگاه بخش جرایم خشن، کسی که سال‌ها دنبال یک قاتل سریالی می‌گشت، اما هرروز ازش دورتر می‌شد و توی پیدا کردنش شکست می‌خورد... درحالی‌که تنها چیزی که توش شکست خورده بود حرفه‌ی کاریش نبود... زندگیِ تاریک و سرد تهیونگ کیم و جونگکوک کیم؛ کسایی که یک روز عاشقانه زندگی مشترکشون رو شروع کردند، اما الان بعد از ده سال، تنها حضور هم رو توی خونه تحمل می‌کنند... چه چیزی باعث شد که زندگیشون نابود بشه؟ °•°•°•°• "کسی جز من... نباید دیوونه ات کنه... دیگه نمی‌خوام دست اون عوضی بهت بخوره... می‌خوام همش پاک شه... می‌خوام فقط لب های من روی بدنت کشیده بشه و فقط تو باشی که بوسه هات روی تنم می‌شینه..." ژانر: جنایی، اسمات، رازآلود نویسنده: samar & moonlike & razi کاپل: ویکوک زمان آپ: تمام شده-
𝗧𝗵𝗲 𝘁𝗿𝘂𝗲 𝗹𝘂𝗻𝗮 || 𝗞𝗼𝗼𝗸𝘃 by Christopher_iw
Christopher_iw
  • WpView
    Reads 398,934
  • WpVote
    Votes 40,108
  • WpPart
    Parts 42
[Completed] بهش میگفتن جِی کِی چون بیرحم ترین و سرد ترین رئیسه پک،،یا بهتر بگیم..رئیسه بانده مافیاییه بلک بلاد بود و همگی از او وحشت داشتند. البته همه غیر از چند نفر...که کیم تهیونگ یکی از لجباز ترین و پرو ترینِ آنها بود که از شغله آلفاش هیچ خبری نداشت و همیشه دسته رد به سینه ی اون میزد. رابطه ی این دو به آرامی و کاملا عادی شروع شده بود تا وقتی که دشمن های بانده کوک از موضوعی که جونگکوک امگای حقیقیش رو پیدا کرده خبر دار شدن و برای صدمه زدن به او..فکوس کردن روی امگای اون که بدترین نقطه ضعفش بود،،کیم تهیونگ! "--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"- [the true luna] ژانر: امگاورس / مافیا / انگست / هیجانی / اسمات کاپل: کوکوی / یونمین / نامجین / چانبک آپ: نامنظم "--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"- +من بخاطره شغله لعنتیه تو..هزاران بار مورده حمله قرار گرفتم... -تهیونگ صبر کن... +بخاطره شغله تو نزدیک بوده که بمیرم!! -تهیونگ... +بخاطرههه شغله توو زندگیم نابودد شدد!!اونوقت چی؟؟توی چشمام زل میزنی و تایید میکنی که تو رئیسه مافیایی؟؟!تموم شد کوک!...هرچی که بینه ما بوده همین الان تموم شده میفهمی؟؟نه دیگه تو آلفای منی..و نه من امگای تو..تمام! -یک قدم دیگه پات رو از لبه ی اون در بیرون بزار تا یه گلوله توی مغزه نحیفت خالی کنممم!!