[به من نگاه نکن]
-:میشه انقدر بهم زل نزنی؟
تهیونگ:
خب متاسفم چون باید بگم نمیشه ، تو زیادی خوشگلی.
جونگ کوک پسر ساکت دانشگاه که خیلیا روش کراش دارن و منظور از خیلیا ، تهیونگی که هر روز نگاهش میکنه هم هست.
_____
Couple:VKOOK
[ تکمیل شده ]
وقتی هفت تا پسر که زیاد همدیگه رو نمیشناسن، داخل یک سفینه ی بزرگ، در فضا به مدت دو ماهِ کامل گیر بیفتن، همه چی قراره خیلی پیچیده و بههم ریخته شه!!
این فنفیک اسمات داره. پس با ریسک خودتون بخونیدش
[زندگی توی ساعتشنی]
"اون گرگ سیاه کیه؟"
"جفتِ جیمین."
"جفت جیمین؟ و تواینجا ایستادی و هیچ کاری نمیکنی؟"
یونگی با عصبانیت جواب داد:"چیکار میتونم بکنم وقتی کشش گرگش به سمت جفتشه؟ فکر کردی برام آسونه که جیمین با چشمهای ملتمس بهم نگاه میکنه اما نمیتونه جلوی قدم هاش که به سمت اون میرن رو بگیره؟ آره ما عاشق همیم ولی عشق کافی نیست... هیچوقت نبوده."
" اشتباه میکنی، عشق کافیه... اون تنها روزنهی امید برای ادامه دادنه. فقط به کیم نگاه کن! بعد از 100 سال انتظار، حالا داره با یه لبخند روی لبهاش و دستی روی قلبش میمیره و هیچ اعتراضی نداره."
---------------------------------
کاپل: ویکوک، یونمین، نامجین
ژانر:سوپرنچرال (خونآشام، امگاورس، جادوگر)، رمنس، انگست
[ کیم تهیونگ مزخرفه ] پایان یافته
ژانر : فان / درتی تاک / رمنس / تکست / اینستاگرام / امپرگ
کاپل : اصلی - ویکوک ؛ فرعی - سپمین ، نامجین
وقتی که جونگکوک بی حواس نظرش رو درمورد یوتیوبر معروف کیم تهیونگ جلوی میلیون ها از فن هاش توی لایو یونگی میگه!
Original story by @vvantae95
translated by @Nyctowx
پ.ن. کار خیلی قدیمیایه پس انتظار یک قلم بی نقص نداشته باشید.