Chanbaek
68 stories
CAMP-S¹ 'ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ' by csyncc
csyncc
  • WpView
    Reads 9,587
  • WpVote
    Votes 2,199
  • WpPart
    Parts 26
[پایان پافته_ فصل اول] ژانر: علمی_تخیلی، رومنس... خلاصه: اسمش بیماریِ جهش یافته ها گذاشته شد؛ چیزی که یه قدرت بی نهایت و خطرناک بود... بچه هایی که از خانواده هاشون جدا شدن تا خطری برای مردم عادی نداشته باشن اما پشت در های بسته ی اون اردوگاه هر چی که هست، چیزی نیست که هر شب توی اخبار نشون داده میشه!
 ꧁༒☬Bᴀᴇᴋʜʏᴜɴ☬༒꧂  by lbluesfoxl
lbluesfoxl
  • WpView
    Reads 14,254
  • WpVote
    Votes 2,934
  • WpPart
    Parts 15
_𝓑𝓪𝓮𝓴𝓱𝔂𝓾𝓷 ____ ׂׂૢ་༘࿐ بکهیون قرار بود یه پیشکش باشه. به جفتی که از بین مردم عادی برای گرگ‌ها انتخاب می‌شد پیشکش می‌گفتند. ده سال از زمانی که لامیا اون رو به عنوان جفت رهبر پک انتخاب کرده بود می‌گذشت. حالا وقتش بود که به قله بره... و هیچکس نمیدونست بعد از رفتن به قله چه سرنوشتی در انتظار پیشکشی‌هاست... ╰┈➤ ✎
[ Lesion ] - CHANBAEK  by arolzn
arolzn
  • WpView
    Reads 1,576
  • WpVote
    Votes 306
  • WpPart
    Parts 5
درحالی‌که یکی با تمام وجودش به ریسمان زندگی چنگ انداخته و تلاش می‌کنه زنده بمونه تا زندگی رقت بارش رو ادامه بده؛ دیگری در اوج ثروت و قدرت، خودش رو از بانپو میندازه پایین. جالب نیست؟ کاپل: چانبک ژانر: درام/ مدرسه‌ای
𝖣𝗋𝖾𝖺𝖬𝖾𝗋 by itsmuk
itsmuk
  • WpView
    Reads 1,782
  • WpVote
    Votes 306
  • WpPart
    Parts 19
𝖭𝖺𝗆𝖾: 𝖣𝗋𝖾𝖺𝖬𝖾𝗋 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾 , 𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺 , 𝖲𝗅𝗂𝖼𝖾 𝗈𝖿 𝗅𝗂𝖿𝖾 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖢𝗁𝖺𝗇𝖻𝖺𝖾𝗄 , 𝖧𝗎𝗇𝗁𝖺𝗇 𝖳𝗒𝗉𝖾: 𝖡𝖺𝖾𝗄𝗒𝗎𝗇 (𝖨𝗇𝖿𝗉) , 𝖢𝗁𝖺𝗇𝗒𝖾𝗈𝗅 (𝖤𝗌𝗍𝗉) 𝖨𝗇𝗍𝗋𝗈𝖽𝗎𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇: «اگر خدایِ میانکو برایمان اسمی میگذاشت قطعا بغض و نبض بود. ما ِدر اوجِ شباهت، به اندازه‌ی جابه‌جایی دو حرف، کیلومتر ها تفاوت داریم.» درحقیقت؛ ما متعلق به جایی، در عمقِ رویا هستیم. چی می‌شه اگر یکی از ما، به اسم بیون بکهیون، برای نجاتِ خودش قدم با آدمی برداره که از قضا بازوهای مناسبی هم داره؟
Noesis by exo_Bl_fiction
exo_Bl_fiction
  • WpView
    Reads 852
  • WpVote
    Votes 70
  • WpPart
    Parts 10
✅️completed 🌘Name: Noesis 🌗Genre: Psychological-Fantasy, Philosophical Sci-Fi, Surreal Horror, Dark Romance, Mystery, Smut 🌖Couple: Chanbaek, KaiBaek 🌕Author: yas_exowhale 🪵خلاصه داستان: صدایی توی تاریکی زمزمه می‌کنه. کسی، یا «چیزی»، از پشت دیوار کمد، توی خواب، صداش می‌زنه... «ما واقعی نبودیم... تا وقتی اون به ما فکر نکرد.» «ما دوست بودیم... تا وقتی دردش ما رو ساخت.» «و حالا ما اینجاییم - کنار تخت، توی ذهن، پشت آینه‌ها...» چیکار میکنی اگه کابوس هات واقعی بشن؟ چه حسی داره وقتی ناخودآگاهت دلتنگت می‌شه؟ و وقتی عشق از توی تاریکی به سمتت دست کمک دراز می‌کنه... جرأت می‌کنی بگیریش؟ -وارد کمد شو... ولی یادت باشه، همه‌مون یه روز دوست بودیم.
Salad Seasoning ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ by HannaTheEllA
HannaTheEllA
  • WpView
    Reads 27,087
  • WpVote
    Votes 4,726
  • WpPart
    Parts 30
"چاشنی سالاد" بکهیون لوسه؟ ابدا! اون فقط از طوری که والدینش همیشه حاضرن بخاطرش هرکاری کنن و حتی از موضع خودشون هم کوتاه بیان لذت میبره. اما آقای بیون برای اولین بار تصمیم میگیره توی زندگیش علی رغم میل پسرش درباره موضوع ممنوعه حرف بزنه و بکهیون بخاطر یه لجبازی ساده حالا خودش رو رسما بدبخت کرده!! 🥗Couple : Chanbaek 🥗Parts : 29 🥗Genre : Romance . Smut . HappyEnd 🥗Update : Once a Week 🥗Completed
𝐈𝐧𝐭𝐫𝐨𝐯𝐞𝐫𝐭𝐞𝐝 by Mrycle
Mrycle
  • WpView
    Reads 21,928
  • WpVote
    Votes 6,528
  • WpPart
    Parts 16
🎸FICTION: INTROVERTED/درونگرا بیون بکهیون برای داستان جدیدش دنبال شخصیت متفاوتی می‌گرده. و چه کسی متفاوت تر از پارک چانیولی که روز بعد از استخدامش به عنوان خواننده، با دوست دختر رئیسش می‌خوابه؟ 🎸GENRE: روزمره، درام، اسمات 🎸COUPLE: چانبک 🎸AUTHOR: مریکل COMPLETED✅
AJJUSSI by diana_lza
diana_lza
  • WpView
    Reads 16,479
  • WpVote
    Votes 3,815
  • WpPart
    Parts 12
•خلاصه:پارک چانیول ۲۸ ساله تنها وارث شرکت سلین که بعد از گذروندن دوره ده ساله جواهر سازی حالا به کشورش بازگشته بود تا با جواهرات خودش انقلابی برای صنعت جواهرسازی باشه.موضوع از اونجایی شروع میشه که این بار بجای مدل زن،شرکت سلین قرار بود جواهرات رو روی بدن مردا به نمایش بزاره؛ولی این بدنی که الان جواهرات دست ساز خودش بدنش رو پوشونده بود، بدن همون پسری که وقتی رول اسکیت میره بالاتنه اش رو لخت میکنه و از سر لج بهش آجوشی میگه نبود؟ •ژانر:عاشقانه،روزمره،اسمات،ddlb •کاپل:چانبک این داستان درباره ادغام بالغی و جوانی دو مرده.لمس شدن دو روح؛یکی روح آزاد و دیگری روح زنجیر شده!
Fogbow by MauR__een
MauR__een
  • WpView
    Reads 5,810
  • WpVote
    Votes 1,395
  • WpPart
    Parts 4
« اگر یک روز فرصتش رو پیدا کنم، بهت میگم که چقدر دوست داشتنی هستی.. بهت میگم که اهمیتی نداره چقدر تلاش کنی، همیشه یک نفر هست که هیچوقت فراموشش نمیکنی.. از پرنده ی آبی برات میگم و از رنگین کمان سفیدی که تمام قلبم رو مال خودش کرده... اما برای فعلا، بیا دستهای همدیگه رو رها کنیم بیا تا میتونیم، از هم فاصله بگیریم » Genre: Romance, Slice of life, Angst پ.ن: سلام :) از آخرین باری که نوشتم مدت زمان زیادی میگذره، اما بدجوری دلتنگ بودم و بالاخره تصمیم گرفتم برای دل خودم بنویسم^^ این یه چند شاتیِ خودمونیه؛ اما اگر دوستش داشته باشید میتونه ادامه پیدا کنه. به هر حال ممنون که میخونیدش 3>