Select All
  • This man dies to night
    216K 31.7K 59

    Highest ranking: #1 in fanfiction [complete] by sadafiiiii &saba حقیقت یا وظیفه؟ عشق یا نفرت؟؟ خانواده یا...‌خانواده!

    Completed  
  • EMPTY NOTE
    25.5K 5.5K 10

    غریبه‌ام با هویتی که از آن منه و نیست. راهی برای نجات پیدا نمیکنم. هیچ چیز رو بخاطر نمیارم. چیزی برای فکر کردن ندارم. حتی به یاد نمیارم این درد از کجا نشات میگیره. هیچ چیز رو به یاد نمیارم.

  • Fire And Stone(Z.M)
    95.7K 19.2K 69

    اون حتي جرعت نداشت به اون مرد نگاه كنه

    Completed  
  • LACK OF IDENTITY [Z.M] [Completed]
    27.6K 5.5K 25

    با دست های لرزان به بازو هایت چنگ بزن و خودت را در اغوش بگیر. به صدای غم انگیز موسیقی مورد علاقت گوش بده و ارام اشک بریز. در این دنیای خاکستری تنها بنفش کبود تو ترکت کرده و حالا رنگی در بین هاله های تیره وجود ندارد. ناخن هایت را در پوستت فرو کن تا حداقل رنگ سرخ خون، دنیایت را از یکنواختی دربیاورد. نوشیدنیه سرد و تگریت...

  • ELEVATOR [Z.M]
    766 228 3

    ✔Completed --- اونها یاد گرفته بودن فرار کنن بدون اینکه واقعا بدونن چرا . بدون اینکه بپرسن چرا . و حالا تقدیر ، لوله های قدیمی آسانسور رو از کار انداخته تا بفهمن چرا عشق کافی نبود .

    Completed  
  • my blue man [ziam][Completed]
    17.8K 3.6K 26

    It hurts to leave a light on for nobody. ༄𝘀𝗮𝗱 𝗲𝗻𝗱

    Completed  
  • fuck boy | per. ✓
    106K 14K 60

    fakeliampayne : عکس لختی ؟ niazkilam : راستش برام فرقی نداره می‌دونید لیام بزرگترین فاک بویی‌ـه که تا حالا دیدید. ©𝐅𝐚𝐤𝐞𝐳𝐚𝐢𝐧

    Completed   Mature
  • ◾Mr.Coffee◾{Ziam}
    11.9K 2.7K 25

    باید میفهمیدم شاعره! غرق شعر بود،غرق جزئیات!غرق حس عاشقانه از طرز نگاهش به قهوه ای که به سردی میرفت،از عطر تلخی که شال گردنش به شاهرگم تلقین میکرد! از نفس های آروم،قدم های مکث دار! از انتخاب یک کافه تکراری! از جمله های کوتاه ولی تا عمق وجود؛نامعلوم باید می فهمیدم؛از طرز نگاهش به نم بارون خوبی آدمای غریبه اینه که مجبور...

    Completed  
  • crisis (Z.M)
    46.2K 11K 73

    چطور بعد از گذشت سال هایی که توی تاریکی گذشتند، همچنان همون کابوس خون آلود و قدیمی می‌تونست شب های طولانیش رو طاقت فرسا کنه؟ درست مثل خنجری زهر آلود، بی رحمانه روح بی جانش رو شرحه شرحه میکرد.

  • °Little Problem° [Z.M] _ βy Sαrα (Completed)
    213K 40.4K 59

    + آقای پین ، یا بچه ی بوگندوتو از جلوی در خونه ی من دور میکنی یا زنگ میزنم پلیس !! Highest rαnks : #1 in fαnfictioη 💛 #1 in onedirectioη 👑

    Completed  
  • Me,You,Him! (Ziam)
    281K 34.8K 41

    [COMPLETED] *لیام من میترسم... تو عاشق کدومشونی؟ اون پسر پانک عوضی ای که روزا زندگیتو جهنم میکنه؟ یا... اون پسر بچه افسرده ای که شبا به بغلت پناه میاره؟ +اگه بگم جفتشون,فکر میکنی دیوونم...نه؟

  • Same mistakes Ziam
    143K 26.4K 81

    اکنون کجاست؟ چه می کند؟ کسی که فراموشش کرده ام!

    Completed   Mature
  • Entertainer [Z.M] (mpreg)
    159K 22.4K 55

    من عاشق شغلمم. وقتی دور میله می‌چرخم، این تویی که سرگرمم می‌کنی لیام!

    Completed  
  • bloody Lotus (Z.M),(L.S) COMPLETED
    120K 23K 73

    اگه دیگه هیچوقت عسلی های شیرینش رو نمیدید چی؟

    Completed  
  • pretty boy (Persian Translation)
    378K 61.8K 103

    [COMPLETED] niazkilam: من لیاقت تورو ندارم fakeliampayne: تو لیاقت بیشتر از من رو داری fakeliampayne: لیاقت تموم ستاره های آسمون رو داری Ziam Mayne Fan-Fiction #1

    Completed