Select All
  • Our Destiny (L.S)
    945K 110K 134

    "من اسمش رو گذاشتم.... . . . سرنوشتِ ما..."

    Completed  
  • Short Time °L.S°
    1.1K 237 8

    {Complete} آینده! جایی که عده ای برای یک ثانیه بیشتر می جنگند و عده ای دیگه تا ابد فرصت دارن برای زندگی... -"تو پشیمونی؟" +"تو جونمو نجات دادی" -"کی؟" +"الان و تمام روزهام رو... از زمانی که تورو دیدم" -"یادت رفته چندبار نزدیک بود تورو به کشتن بدم؟" +"دوست دارم از اونا چشم پوشی کنم" Started: 1400.5.19 // 2021.10.8 Ende...

    Completed   Mature
  • Paint Me In A Million Dreams {Persian Translation}
    1.2K 631 14

    هری یکی از بزرگترین ستاره های هالیووده، توی فیلم های معروف زیادی بازی کرده، و زندگیش دقیقا مثل یه سوپراستاره. اون فقط به یه چیز نیاز داره که زندگیش کاملا بینقص بشه، اما اون نمیتونه کسی که عاشقشه رو کنار خودش داشته باشه. لویی هم برای خودش توی هالیوود شهرتی به دست آورده، و تازه به صورت رسمی کام آوت کرده. وقتی لویی نقش ا...

  • Under The Cover [L.S] "Persian Translation"
    2K 699 13

    "اما هممون میدونیم که من میتونم هرکسیو عاشق خودم کنم" "هاه، هرکسی؟" لویی سرشو تکون داد. "بیاین اینو با یک شرط بندی جالب ترش کنیم، من شرط میبندم که میتونم کسیو پیدا کنم که عاشق تو نشه" "میدونی کی؟" استنلی به اطراف نگاه کرد تا اینکه چشمش به ی نفر خورد. " اره " "کی؟" " هری استایلز " -------------------------- هری اروم و...

  • I Sleep Naked || L.S
    2.2K 932 16

    [On Going...] "تو خیلی کوچولویی." لویی برای اثبات حرفش، هری رو بین بازوهاش فشرد. هری تنها خودش رو بالا کشید و تا جای ممکن صورتش رو توی سینه‌ی لویی فرو برد. "عروسک کاغذی خوشگل من." زمانی که لویی دوباره بین بازوهاش فشردش و بوسه‌ای لرزون و در عین حال گرم رو روی پیشونی هری کاشت، هری همون حس آشنای عشق رو که حتی اگه نهایت...

  • Infinity (L.S)
    752 278 7

    با وجود پر بودن جایگاه تماشاگر ها، سکوت سنگینی فضای استادیوم رو فرا گرفته بود؛ همه تنها به یک نقطه خیره شده بودند، نگاه اون ها پر بود از اضطراب ، نگرانی ، شک و تردید و شاید هم ترسیده؟ تنها یک نفر ... یک نفر بود که بیش از همه ترسیده بود ، قلبش محکم به سینه اش میکوبید و تمام حواسش به سمت اون شخص بود... کسی که توی اون لح...

  • The King {L.S} {Z.M}
    338 101 10

    [Completed] هر دوره برای انتخاب پادشاه کشور مسابقه‌ای برگزار میشه که طی اون لایق‌ترین فرد به پادشاهی کشور انتخاب میشه. در طول این مسابقه، سی نفر انتخاب میشن تا با شاهزاده و همدیگه بجنگن و در آخر هرکس زنده بمونه، یعنی قدرتمندترین فرد کشور، برنده مسابقه اعلام میشه و اون پادشاه انگلستان میشه. چه اتفاقی میوفته وقتی در بی...

    Completed  
  • Marionetta [L.S]
    794 272 4

    برای من، برای بوسه‌های به خاک نشستهٔ ما.

    Mature
  • Accursed [Z.M]
    2.2K 707 11

    _بزار یه نصیحتی بهت بکنم .... بهتره هرچه زودتر منو از دم و دستگاهت خارج کنی چون یکی از چیزایی که ادمات درموردم تو گزارششون ننوشتن اینه که من نفرین شدم! *بعد از پایان فف ادیت میشه a ziam story zayn top

  • Numb (Z.M,L.S)
    1.6K 387 14

    - جنون ما آینه گذشته‌ی ماست؛ همه‌ ما ناخواسته ساعت ها جلوش وایمیستیم و به خودمون و گذشتمون نگاه میکنیم. + مزخرفه! پس چرا من هنوز جنون نگرفتم؟ - تو داری با من زندگی میکنی و عاشقمی، این درست خودِ جنونه، من جنون تو هستم!

    Mature
  • Sorry It's Me (L.S)
    5.4K 1.4K 15

    وقتی که هری یک ماه بعد از شروع سال تحصیلی جدید مجبور می‌شه شهری که ۱۶ سال زندگیش رو توش گذرونده ترک کنه. جایی که کسی با تعجب بهش نگاه نمی‌کرد و دوستاش اونو جوری که هست قبول کرده بودن. یه شروع جدید واسه هیچکس به اندازه‌ی هری نمی‌تونه سخت باشه.

  • Everything For You 2
    64.3K 6.5K 20

    _دوستش داری؟ +آره! _منم دوستش دارم. "یه روز چشماتو باز می کنی و میبینی یه چیزی درست نیست..." Larry Stylinson (AU)

    Completed  
  • Sin (persian translation)
    318K 44K 58

    گى بودن گناهه. تتو كردن گناهه. سكس داشتن قبل از ازدواج گناهه. بودن با لويى گناهه، هرى اينو ميدونه. اون ميدونه بودن با اون مرد مخالف هر چيزيه كه اون باور داره. اما حتى اگر اون مذهبيه ولی هنوزم كنجكاوه. *** *this book is translate by page and its not allowed to copy*

    Completed  
  • All The Little Things {L.S} Persian Translation
    1.2K 324 9

    [Completed] لویی تاملینسون یه پسر سرزنده و ورزشی هجده ساله با فیبروز سیستیکه. هری یه پسر برونگرای شونزده ساله با بیماری انسداد بالینی ریویه. وقتی اون دو تا وارد دنیای همدیگه میشن، با هم دوست میشن و در طی عمل های جراحی و احتمالات مرگ، بدون اینکه بخوان عاشق هم میشن. لویی متوجه میشه هری رو برای همه اون چیزای کوچیکش دوست...

    Completed  
  • Always You [L.S] ~ By Miss X
    2.7M 263K 140

    هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار...

    Completed   Mature
  • They Don't Know About Us {L.S} {Z.M}
    4.1K 1.3K 52

    +«همین؟! به همین راحتی وان‌دایرکشن رو ول کنیم؟! معلوم هست چی میگی لیام؟!» لیام با عصبانیت جواب داد:«ما وان‌دایرکشن نیستیم! ما بدون زین هیچی نیستیم!» لویی سر تکون داد:«کاری از دستمون برنمیاد هری. ما از روزی که شروع کردیم میدونستیم قراره یه پایانی در کار باشه. ما این برج رو ساختیم... و حالا وقتشه که ازش بیایم پایین.» لب...