کاپل های اصلی:ویکوک
[کامل شده]
"جونگ کوک برادر کوچک تر چانیول که عاشق کیم تهیونگ دشمن چانیول میشه و....همه چیش توی این عشق عوض میشه....دیگه نه جونگ کوک خجالتی قبله نه یه پسر ترسو....فقط و فقط به خاطر کیم تهیونگ...."
{اسمات_فان_مدرسه ای}
🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞
خودتون داستان عشقشون رو بخونید👿☺
_عمو جین....پارک جیمین کیه؟!
جین نگاهی به جونگکوک انداخت.
_پارک جیمین ؟!؟ منظورت دوست دانشگاه باباته؟! اون یه پسر خوشگل ریزه میزس. البته الان چند ساله ازش بی خبرم..
جیمین نگاهی به پدرش انداخت.
_آپا...تو یه دوست داشتی که اسمش جیمین بوده؟!....پسر بوده؟!؟....خوشگل بوده؟!؟....آپا جیمین الان کجاست؟؟؟...میشه ببینمش؟!؟؟؟ حتما اونم مثل عمو یوگیومه....خونشون کجاست؟!؟؟
_وای جیمینی چه خبرته؟!؟؟؟
جونگکوک جیمین رو بغل کرد.
_پارک جیمین بهترین دوستیه که تا حالا داشتم...اون واقعا با بقیه فرق داشت...دنبال دختر ها راه نمی افتاد و خیلی باهوش بود...میشه گفت یه جورایی مثل دخترا بود. مثل اونا ظریف بود..خیلی حساس بود .....معمولا مثل دخترا هم لباس میپوشید.
_آپا...دوستت دامن میپوشید؟!
جونگکوک قهقه زد.
_نه...ولی شلوارک و لباس های رنگی و روشن میپوشید.....آبی و زرد خیلی بهش میومد....
_ پس حتما خیلی خوشگل بوده...چون پسرا تو لباس رنگی خیلی زشتن...البته به جز عمو جین...نگفتی خونشون کجاست.
جونگکوک خندید...
_من نمیدونم عزیزم....الان چند ساله که ازش بی خبرم....الانم بازی بسه...بریم تولد بگیریم...
"جئون جانگکوک رقصنده اختصاصی بار رو دید و محو زیبایی اون شد ..."
"چی میشد اگ این رابطه سه نفره میشد..."
"چی میشد اگ همزمان دو نفر عاشق یک نفر میشدند..."
᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥
آهستگی سمت مبل حرکت کرد و شروع کرد به حرف زدن
+چطوره اون ناله ها و رقصهایی که معشوقت روت انجام داده روی من تمرین کنی چطوره؟
چشمای کوکی گرد شد و نفساش به شمارش افتاد اون ازش چی میخواست ن نکنه ک...
᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥
"من بدنتو اونقدر غرق عشق میکنم تا کاملا مست بشی"
+با شنیدن این جمله تمام بدنش لرزش خفیفی گرفت
_برو به جهنم لعنتی من به معشوقم خیانت نمیکنممم
+به نفعته زیرم باشی جئون وگرنه معشوقت زنده نمیمونه
᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥
•نام⸙ ͎.: #ThreeStrangers
•ژانر⸙ ͎.: ددی کینک/تریسام/اسمات/جنایی
•کاپل⸙ ͎.: ویکوکمین
•نویسنده⸙ ͎.: #سحر
•رده سنی⸙ ͎.: +۲۱
#کامل
-تهلون؟
تهیونگ هومی گفت و برگه های تو دستش رو ورق زد.
-تدی.. نیدا تن
با کلمه های عجیب کوکی سر تهیونگ برگشت.
-کوکی؟؟؟
صدای شوکه شده تهیونگ کوکی رو ترسوند. کار بدی کرده بود؟
بغض کرد و لب پایینیش لرزید. به ثانیه نکشیده صدای گریه اش بلند شد و تهیونگو ترسوند.
-گریه نکن.. گریه نکن.. اشکال نداره کوکی. بیبی چیزی نشده که. معذرت میخوام
-تدی نالاحت شد
-نشدم. ببین.. خوشحالم . کار خوبی کردی بیب
-دلوخ میگی؟
-نه. نه. اشکال نداره. لباس خودته
اشکال نداشت کوکی لباسشو با قیچی تیکه تیکه بریده باشه. اصلا اشکال نداشت.تهیونگ میتونست بازم بخره.
.
..
...
تغییر کردن کار سختی نیست..
تنها چیزی که نیاز داره یه انگیزه درست حسابیه!
اگه به کیم تهیونگ رئیس مافیا میگفتن یه روز قراره واسه یه پسر بچه غش و ضعف کنی قهقهه میزد..
اما حالا همه چیز عوض شده..
کسی که مثل آب خوردن بدن آدمو با چاقو پاره میکرد، واسه آروم کردن یه پسر بچه خودشو به در و دیوار میزنه!
Name :
Im not your toy!!
Genre:
Smut / Daddy kink / Romance / little space / Fluff
Start:
1399/8/24
End:
1399/11/24
32 parts